و روز ديگر بيايند و آن تنباكو را از پا بريده در آن جوى نمدار بخوابانند و از پى كار خود بروند . شبها از هوا شبنم بر آن تنباكو فرو نشيند و روزها آفتاب بتابد و يك روى آن را سرخ كند . آنوقت بيايند و آن تنباكو را برگردانند كه روى ديگرش هم سرخ گردد . در سر هفته بيايند وقت طلوع صبح كه آن تنباكو [ 128 پ ] از شبنم هوا تر و نرم است دسته كرده در شال دستمالها بسته وارد انبار نموده عملجات حاضر سازند و برگ كنند و بعد در كيسه بياغانند و درش را بدوزند . و يكى ديگر جوترشه است كه در ماه آخر تابستان بكارند و در ماه آخر پائيز خرمن كنند .
مع القصه اين جمله زراعت صيفى گرمسيرى بود . در سرد سيرات نيز بعينه جمله را بكارند ، ولى بملاحظهء سردى هوا و يخ زمين بيست روز بعد از گرمسيرات بكارند . چنان كه نخود را در اسفند ماه كارند ، در سردسير پنجم حمل كارند و كذلك ساير در گرمسير حبوبات ييلاقى از قبيل عدس و سنگك و گاورس و برزك « 1 » كه همه را در ماه اول سال زراعت نمايند .
فصل دوم : در اقسام زراعت شتوى ، و آن گرمسيرى و سردسيرى است و ابتداى آن در گرمسير اول پائيز است كه حاضر مىشوند و شروع در كشتن ككج مينمايند و چون از آن فارغ شوند گندم و جوكارند و در آبوهواى كاشان [ 129 ر ] مقرر است كه تا پانزده روز به اول زمستان مانده جو و گندم زراعت كنند ، آنوقت موقوف داشته مشغول زيره كارى شوند تا اواسط اسفند ماه . ترب و تره و نوعى از پياز و شبيد و كاهو و نظاير آن را نيز در اول پائيز بكارند و كذلك باقلا . و اما سردسير لوبياى سرخ
هامش
( 1 ) - در كاشان بزرگBazrakمىگويند و به هردو صورت در فرهنگها ضبط شده است .