تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
كنند و زمين تخمه‌دان تنباكو را آب كرده چغر « 1 » را با ريشه از ميان آب بر كشند و دسته كرده و در سبدى گذارده حاضر سازند و آب بجويهاى تنباكو بندند تا به چشاب رسد ، آنوقت چند نفر پاچه‌هاى زير جامه را تا به بالاى زانو ور زده قدرى چغر در دست چپ گرفته از ابتداى زمين داخل جوى مملو از آب شوند و در كمال جلدى و چابكى يك چغر بر كف دست راست گرفته دو انگشت از پس آن حايل داشته تا سر ريشه آن و در لب چشاب آب بفاصله يك شبر فرو كنند به حدى كه يك بند آن بيرون باشد . يك طرف جوى را بنهايت برده بازگشت نمايند يك طرف ديگر را نشا كنند و چون سر تا پاى زمين را چغر نمايند از پى كار خود بروند و بعد از سه روز بيايند و آن جويها را آب كنند ، اما قدرى از چشاب پائين‌تر و بعد از آن بر وزقهء دوازده و چهارده مشروب نمايند تا زمانى كه بلند شود و هشت برگ [ 128 ر ] گردد سرش را بگيرند ، زيرا كه هرگاه هشت برگ شود سرش غنچه كند و مستعد گل كردن گردد و چون گل كند برگهايش باريك و نازك بماند و در حقيقت فاسد و تبه گردد . پس چون سرش را بگيرند قوت بوته همه صرف برگها شود و هر برگى به قدر مجموعه‌اى گردد و ضخيم و وزين شود و چون هفته بگذرد از پاى هر برگى دستى برآيد . شرط است كه نگذارند آن دستها بزرگ شود كه هرگاه ماهى چهار دفعه در توى جويهاى تنباكو نگردند و آن دستها را نچينند آن حاصل بكمال نرسد و چون پانزدهم مهرماه شود آن جويها را آب دهند
هامش
( 1 ) - چغر عبارت است از آنكه تخم چيزى را بكارند و بعد از سبز شدن و بزرگ شدن از ريشه بر كنند كه جاى ديگر بنشانند . چغر زدن بمعنى نشا كردن است . ( حاشيه )