كتاب حاضر
تقريبا پنج سال قبل روزى با يكى از دانشمندان حوزهء علميه قم ضمن گفتگو در پيرامون موضوعات تاريخى و بيوگرافى رجال اسلام ، از مؤلف اين كتاب عالم جليل مرحوم ناصر الشريعه بعنوان دانشمندى متتبع و دقيق النظر در فنون مذكور سخن به ميان آمد نويسندهء اين سطور تا آن روز مؤلف را نمىشناخت ، سپس كه از نزديك با وى تماس گرفت و در رشتههاى ياد شده با او به گفتگو پرداخت ، چنانكه شنيده بود او را دانشمندى محقق و صاحب نظر يافت و بعدها كه بيشتر با او آشنا شد اطلاعاتش نسبت به وى افزون گشت .
روزى در خلال مذاكره از كتاب « تاريخ قم يا مختار البلاد » تأليف خود كه در حدود چهل سال پيش نوشته و در سال 1324 شمسى منتشر كرده بود سخن گفت ، و توضيح داد كه اخيرا تجديد نظرى در آن به عمل آوردهام و مىخواهم براى دومين بار منتشر سازم ، اما حال درستى ندارم ، خيلى بهجاست كه شما نظرى در آن بيفكنيد ، و هرجا لازم است عبارات را تحرير ، و مطالبى بر آن بيفزاييد تا چاپ كنيم !
و افزود كه كاغذ آن را هم خريدهام و در زيرزمين خانه است . ، ولى متأسفانه به واسطه عارضه كسالتى كه مدتها بدان مبتلا بود ، قبل از اين كه موفق به طبع آن شود ، زندگانى را بدرود گفت و به جوار رحمت حق شتافت .
چند ماه بعد از وفات آن مرحوم ، فرزند برومندش آقاى محمد على ناصر مدير بنگاه داروئى نصر ، نظر به سابقهء ارادتى كه نويسنده با پدر دانشمندش داشت ، از من خواست نظرى به كتاب افكنده و اوراقى كه مؤلف يادداشتهائى در آن نموده بود ملاحظه كنم و آن را آماده سازم تا اقدام به چاپ آن كنند ، و نيت پدر فقيد خود را جامه عمل پوشد .
نويسنده نيز با اين كه فرصت لازم براى رسيدگى به اين امر نداشتم ، مع الوصف روى علاقهاى كه با آن مرحوم داشتم و به ملاحظهء اين كه كتاب ، تاريخ قم متعلق به حضرت فاطمه معصومه عليها السّلام است و سالهاست كه در سايهء عناياتش به سر برده و از بركات بارگاه فيض آثارش متنعم هستم ، بىدرنگ پذيرفتم .
پس با اجازهء فرزند مؤلف نخست كتاب را از آغاز تا پايان خواندم و قسمتهايى كه مؤلف تجديدنظر كرده و در اوراق پراكنده يادداشت نموده بود ، منظم نموده و در جاى خود قرار دادم ، ضمنا بعضى از آيات و روايات را يا در متن يا در حاشيه ترجمه كردم . بعلاوه در عبارت متن كتاب نيز هرجا لازم بود اصلاحى به عمل آورده و بعضى از عناوين را بر آن افزودم ،