الهيه » شامل حالش مىشود ، و مشكلش حل مىگردد .
نظام الدين ميرزا احمد پسر كوچك ملا صدرا در حاشيهاى كه بر كتاب « اسفار » پدرش ملا صدرا نوشته است ، در مبحث اتحاد عاقل و معقول مىنويسد : « اين افاصهء بر او در روز جمعه ماه جمادى الاول سال 1037 حاصل شده است ، و او در آن موقع پنجاه و هفت سال داشته است . » « 1 »
ملا صدرا به عكس آنچه مشهور است و در كتابهاى پس از « قصص العلما » نوشتهاند ، هفتبار به سفر حج نرفته ، بلكه با تحقيق ما فقط يك بار در سال 1050 ه به قصد حج چون به بصره مىرسد ، بيمار مىشود و از دنيا مىرود ، و ملا عبد الرزاق كه همراه او بوده ، و ديگر همراهان جنازهاش را به نجف اشرف برده و در صحن علوى دفن مىكنند . ملا عبد الرزاق طى قصيدهاى در مدح و مرثيه او صريحا مىگويد :
در راه كعبه حكم قضايت به سر رسيد * هجرت چو بود سوى خدا ، اجر با خداست
در راه كعبه مرده و آسوده در نجف * اى من فداى تو اين مرتبت كه است
در راه كعبهات نجف آورده سوى خويش * اين جذبه كار قوت بازى مرتضىست
پر نور باد مرقد پاك خدايگان * تا آرزوى خلق به خاك نجف رواست
ملا عبد الرزاق فياض لاهيجى
ملا عبد الرزاق بن على بن حسين لاهيجى ، پس از تحصيل علوم عصرى و بيشتر معقول از منطق و فلسفه و كلام ، و اقامت در شهرهاى شيراز و كاشان و اصفهان و تبريز و نجف و كربلا و بغداد و بيشتر در مشهد مقدس ، در آخر به قم مىآيد و در آنجا ماندگار مىشود .
در قم از طرف ميرزا رفيع الدين مرعشى وزير شاه صفى ، و شاه عباس ثانى صفوى به توليت مدرسه آستانهء حضرت معصومه عليها السّلام منصوب مىگردد ، و هم در آنجا به تدريس و تأليف و تصنيف مىپردازد .
در قم يا شيراز يا كاشان به دامادى صدر المتألهين شيرازى مفتخر مىشود ، و تا پايان عمر وى از شاگردان او بوده است . كتابهاى « شوارق » به عربى و « گوهر مراد » و « سرمايهء ايمان » به فارسى از جمله تأليفات او در علوم عقلى فلسفه و كلام است .
ما قسمت زيادى از زندگانى او را از مطالعه ديوان شعرش به دست آورديم ، از جمله اين
هامش
( 1 ) - الروضة النضرهء علامه تهرانى ، ص 8 ، به نقل از رياض العلما .