ازدواج مىكنند ، با اين فرق كه فياض داماد بزرگتر بوده است .
ملا عبد الرزاق در قم توليت مدرسه آستانه را كه درجاى آن بعدها مدرسهء فيضيه ساخته مىشود ، به عهده داشته است .
اين كه ملا صدرا را « قوامى » هم مىگفتهاند ، با تحقيقى كه ما نمودهايم ، نوادهء « حاجى قوام الدين حسن » وزير شاه محمود اينجو و پسرش شيخ ابو اسحاق ، و ممدوح حافظ و به قول او « سرور اهل عمائم » بوده است .
ما كتاب « فيلسوف نامى صدر المتألهين شيرازى » را آماده چاپ داريم ، مختصر آن هم در جلد اول نخستين كنگرهء جهانى ملا صدرا چاپ شده است . در اين كتاب مانند ساير آثارمان سعى كردهايم مطالبى نو و ابتكارى بياوريم و مانند اكثر اصحاب اجماع در تأليف و تصنيف تكرار مكررات نداشته باشيم . از جمله اين كه ديوان شعر ملا عبد الرزاق داماد او را كه در قم سكونت داشته چندبار از نظر گذرانديم ، و مطالبى جالب از آن در تاريخ حيات ملا صدرا و خود او به دست آورديم .
ملا صدرا چون نوادهء حاجى قوام الدين حسن وزير بوده ، و از مال دنيا مكنت و ثروت داشته ، داراى روحى سركش و بىاعتنا به كسان بوده ، و كمتر با همكسوتان اخت پيدا مىكرده ، و پيوسته در حالت تضاد با آنها مخصوصا علماى دينى به سر مىبرده ، و هرجا مىرفته اين حالت را داشته است ، به خصوص كه او متوغّل در فلسفه و عرفان بوده كه با مذاق علماى شرع سازگار نبوده است .
ملا صدرا با ده نفر از شاگردانش كه به آنها « عشرهء مبشره » مىگفتهاند ، و حتما ملا محسن و ملا عبد الرزاق هم از آنها بودهاند در قم اشتغال به تدريس داشته ، و چون در آن جا هم نمىتوانسته آنطور كه مىخواسته به سر برد ، به روستائى در چهار فرسخى قم به طرف كاشان به نام « كلهك » مىرود ، و به كار تدريس و تأليف « اسفار » مشهورترين كتابش در فلسفه اشتغال مىورزد .
او سپس به دعوت امامقلى خان سردار معروف شاه عباس صفوى ، و حكمران شيراز كه ارادتى خاص به او داشته ، به شهر خود شيراز مىرود ، و سالهاى پايانى عمر را در مدرسهاى كه بعدها به نام « مدرسه خان » شهرت مىيابد ، به آسودگى تحت مراقبت امامقلى خان به تدريس و تأليف و تصنيف اشتغال داشته است .
ملا صدرا در بحث « اتحاد عاقل و معقول » كتابش « اسفار » مىنويسد : در آن بحث دچار مشكل علمى مىشود ، و چون به زيارت حضرت معصومه عليها السّلام به قم مىآيد در آنجا « افاضهء
تاريخ قم ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: على دوانى
ص٧٢