مقصود مصنف كوآما مىباشد ؛ بعضى از محققين معتقدند كه قم ، آربايت و يا هكاتوم پيل باستان است .
در كتب متعدد تاريخى ايران آمده است كه اين شهر فوقالعاده قديمى مىباشد ، و بناى قم در دورهء طهماسب به طالع جوزا نهاده شده است . محيط شهر بالغ بر دوازده هزار ذراع ، و در عظمت با بابل همطراز بوده است . عظمت بناى قم مسلم و محقق مىباشد ، زيرا در اطراف و اكناف شهر هنوز هم آثار و اطلال عهود سابق و بقاياى عمارات قديم مشاهده مىشود ؛ ولى به هر صورت ، بناى شهر چندان باستانى به نظر نمىرسد .
در بعضى ديگر از كتب تاريخى ايران آمده است كه قم در سدهء نخست هجرى بنا كردهاند ، ولى متذكر مىشوند كه در دورهء حضرت رسول اكرم هفت دهكده بزرگ در آن حدود وجود داشته است ، و در سال هشتاد و سه هجرى عبد اللّه زيدان « 1 » كه با قشون خود به اين طرفها آمده بوده است با ايجاد ابنيه و عمارات جديد اين هفت قريه معظم را به يكديگر اتصال بخشيد و به دور همه آنها سور و باروى واحدى كشيدى و بدينطريق شهرى پديد آورد كه بعدها در عظمت دو مقابل قسطنطنيه گشت .
موسى « 2 » پسر عبد اللّه مذكور از بصره « 3 » به قم آمد ، و با وى عقايد شيعه اماميه به اين حدود انتقال يافت . مردم اين شهر هميشه در ايمان و عقايد خود استوار بوده و تا پاى جان از معتقدات خود دفاع كردهاند . تيمور لنگ كه مخالف شيعه اماميه و مذهب سنت و جماعت داشت ، قم را كاملا ويران ساخت .
بعدها به مرور دهور عمارات و ابنيه شهر دوباره تجديد و تعمير گشت ، ولى آبادى حقيقى آن در قرن اخير بخصوص از موقعى كه شاه صفى در قم مدفون شد ، آغاز گشت و قم رونق به سزايى يافت .
قم تبعيدگاه بزرگان در دورهء صفويه
شاه عباس ثانى پسر و جانشين شاه صفى ، معمولا رجال و بزرگانى را كه مغضوب واقع مىشدند ، به قم تبعيد مىكرد و مىگفت كه : تبعيدشدگان در زاويه مقدسه مشغول دعاگويى به
هامش
( 1 ) - همان عبد اللّه و احوص پسران سعد بن مالك اشعرى ، موسى پسر عبد اللّه تحريف شده است ( د ) .
( 2 ) - گويا موسى مبرقع پسر امام محمد تقى با عبد اللّه اشعرى بهم ، خلط شده باشد ( د ) .
( 3 ) - از كوفه نه بصره ( د ) .