تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
توضيح آن كه مردم مشرق تاريخ ابنيه و آثار و حوادث و وقايع را ( با حساب جمل و ابجد ) طى كلماتى بسيار مناسب و موافق و مربوط با موضوع مورد نظر بيان مىكنند كه شايان توجه است ؛ « 1 » و اينك يك مثال ديگر در اين مورد بيان مىكنيم : به دستور شاهنشاه ايران خرگاهى ساختند كه دو ميليون براى تهيه آن خرج شده بود ، و چون در تاروپود خيمه طلاى بسيار به كار رفته بود ، آن را كاخ زرين خواندند ؛ و ما در جاى ديگر تعريف اين خرگاه همايونى را بيان خواهيم كرد . براى حمل و نقل « كاخ زرين » دويست و هشتاد رأس شتر اختصاص يافته بود ، و از همين نكته مىتوان به عظمت و وسعت ، اهميت و ابهت ، و ارزش آن پى برد . دهليز اين خرگاه را از مخملى ساخته‌اند كه متنش طلايى مىباشد و در گيلويى اشعار با سطور زرين به عبارت ذيل به نظر مىرسد :
خواهى ار تاريخ خرگاه سليمانى * بجو از اورنگ سليمان ثانى « 2 »
اگرچه اين قبيل مطالب در نظر اروپائيان مبهم و تاريك و به‌طور كلى بىسروته مىنمايد ، ولى در زبان‌هاى شرقى واجد لطافت و زيبائى خاصى مىباشد . حياط دوم « 3 » مثل اولى زيبا و مصفا نمىباشد ؛ ولى محوطه سومى به هيچوجه پاى كمى از اولى ندارد . حياط سوم را عمارت دو اشكوبه‌اى احاطه كرده است كه داراى مهتابى و ايوان مىباشند ؛ و چشمه آبى درست نظير محوطه اولى ، ساختمان را تكميل كرده است ، در وسط حياط حوض آب بزرگى ديده مىشود ، و چهار درخت بزرگ در چهار گوشه آن كاشته شده است كه با شاخ و برگ خود آسمانهء حوض را مىپوشانند . با يك پله‌كان مرمرين دوازده پله‌اى از اين محوطه به حياط چهارمى وارد مىشوند . « 4 » سر درب مرتفع اين حياط بسيار عالى و باشكوه مىباشد . قسمت سفلاى آن با مرمرهاى سپيد
هامش
( 1 ) - اروپائيان نيز با حروفVوXوLوCپنج ، ده ، پنجاه و صد را مىرسانند . ( شاردن ) ( 2 ) - شاردن هزار و پنجاه و هفت استخراج كرده ، ولى مصرع مذكور هزار و چهل و نه 1049 را مىرساند و البته گمان نمىرود كه درست باشد ، زيرا مقصود از « سليمان ثانى » شاه عباس ثانى است كه در هزار و پنجاه و دو ( 1052 ) جلوس كرده است . بهر صورت عبارت مذكور در متن براى رسانيدن مقصود اختيار شده است ، و به‌طور كلى اين قبيل بازيچه الفاظ فاقد هرگونه ارزش علمى است ( مترجم ) . ( 3 ) - منظور از حياط ، صحن است ( د ) . ( 4 ) - اين حياط همان مدرسهء آستانه حضرت معصومه بوده كه ملا عبد الرزاق لاهيجى در همان زمانى كه شاردن ان را ديده است ، متولى آن بوده است . از اين مدرسه بعد از اين ياد مىكنيم . ( د )