تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
راه نپيموده ، و در فن درويشى و اصطلاحات آن فرقه باباى سلسله فقرا بوده ، و در اشعار شعرا تتبع زيادى كرده . شاه عباس تكيه حيدرى واقع در چهارباغ اصفهان را به مشار اليه تقديم داشته و مقررى جهت آن تعيين نموده بود . اشعارش اين است :

قطعه [ نوائى نيست شاد از وصل امروز . . . ]

نوائى نيست شاد از وصل امروز * چو هجران خواهدش آزرد فردا چه باشد حال بيمارى كه امروز * يقين داند كه خواهد مرد فردا
باقى خان اوزبك كه از سلاطين تركمان است و بعضى از شاهزادگان اوزبك با او نزاعى داشته و خبر آن نزاع به ايران رسيد ، در آن باب گفته :

رباعى [ صد شكر كه خيل اوزبكان شد معدوم . . . ]

صد شكر كه خيل اوزبكان شد معدوم * از باطن فياض امام معصوم گويند سگى ماند ازيشان باقى * باقى معدوم و گور باقى معدوم

مير مشرب قمى

آن جناب ولد مير حسين مشهور شيشه‌گر از سادات قم است ، و مدتى در شهر كاشان بوده و به كفاشى هم معروف است . آن سرور تحصيل هم كرده و شاعرى خوش ذوق و سليقه ، و خط خوش داشته ، و خط شكسته را خوب مىنوشت . مير مشرب مدتى هم در تبريز بوده و در آن شهر جهان را وداع گفت ، آنچه از اشعارش باقى است اين است :
ترك خون‌ريزى كه باشد قتل مردم كيش او * پيش پا افتاده مضمونيست سر در پيش او
*
لبش گزيدم و در دم ز خويشتن رفتم * شراب شور كه مستى دهد نمك دارد
*
لذت گم‌گشتگى را خضر كى پى برده بود * ما بدين راهش به چندين گفتگو آورده‌ايم
*
هرچه مىخواهى طلب كن مشرب از شاه نجف * گر كسى منت كشد از مردمى بايد كشيد