خاتمه در احوال شعراى قم منقول از تاريخ علما و شعراى گيلان كه به طبع رسيده « 1 »
مير على قمى
از شعراى ولايت قم بوده ، شاعرى خوشقريحه ، چنانچه از اين قطعهاش كه در دست است ظاهر مىشود :
اين قوم فرومايه كه گيرند به هيچم * با دست طمع دامن جودى كه گرفتم
گر هست گرفتن سبب خست مردان * جز عبرت ازين زن صفتان من چه گرفتم
گر همت دادن كه نمايم نه گرفتن * آن كس كه دهد كيست گرفتم كه گرفتم
ملا دركى قمى
از شعراى قديم بوده ، محل ولادت او در قم بوده و چندى به اصفهان براى مجالست با شعرا رفته كه طبعش در نهايت درويشى بود ، و بعد از چندى دوباره از اصفهان به قم كه مسكن اصلى او بود برگشت ، و در شهر قم هم فوت شد . كلياتش قريب بيست هزار بيت است اين اشعار از اوست :
سرمست بزم ساخته چشمت پياله را * ناسوره كرده شور لبت داغ لاله را
زنده در عالم تصوير همين نقاش است * همه را خواب عدم برده و بيدار يكى است
ما را به مهربانى صياد الفتى است * ورنه به نيم ناله قفس مىتوان شكست
*
خط رسيد از عارضش تا همنشين غير شد * آتش او تا مرا مىسوخت خاكستر نداشت
*
بر رخ عاشق كم حوصله افسوس كه نيست * آنقدر رنگ كه در پيش تو تغيير دهد
*
جنون ز روز ازل بود قسمتم ليكن * به اين كه دير رسيدم نصيب مجنون شد
هامش
( 1 ) - بعضى از اين شعرا و شعر آنها قبلا هم ذكر شد .