« فاطمه معصومه » عليها السّلام كبرى يا صغرى بوده است .
مادر حضرت ابو الفضل العباس قمر بنى هاشم هم « فاطمهء » ام البنين بوده است .
بسيار به جاست كه شيعيان بااخلاص و به خصوص روحانيون توجه داشته باشند و براى دختران خود مخصوصا دختر اول ، اين نام زيباى باوقار را انتخاب كنند كه اولا نام بانوى بانوان عالم دختر والاگهر پيغمبر خاتم و مادر بزرگوار امامان معصومين عليهم السّلام است ، و ثانيا نام با فضيلت نوادهء عاليقدرش حضرت معصومه عليها السّلام مىباشد ، مخصوصا ساكنان شهر قم كه در جوار حضرت فاطمه معصومه عليها السّلام به سر مىبرند توجه داشته باشند كه از نام آن امانت اهلبيت عصمت و طهارت استفاده كنند ، و يكى از دختران خود را به نام آن حضرت بنامند .
نويسندهء اين سطور از همان ايام كه تازه ازدواج كرده بودم و به شهر مقدس قم آمدم و ماندگار شدم ، توجه به اين معنى داشتم و هماكنون اين افتخار را دارم كه بعلاوهء نام مادرم ( فاطمه فقها زاده ) ، نام دختر بزرگم فاطمه ، و دختر دومم « فاطمه معصومه » را براى دخترانم برگزيدهام .
- 14 - [ مولف در متن كتاب صفحه 146 نوشته بود « مولف خلاصة البلدان » . . . ]
مولف در متن كتاب صفحه 146 نوشته بود « مولف خلاصة البلدان » محمد بن محمد بن هاشم رضوى قمى از كتاب « مونس الحزين » شيخ بزرگوار صدوق نقل مىكند كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به پسر يمانى فرمود . . . »
ولى از اين كه آن مرحوم در بحث از « مسجد جمكران » نوشته است : « كتاب مونس الحزين فى معرفة الحق و اليقين » از تصنيفات شيخ بزرگوار صدوق ( كه در آن داستان نام آن آمده است ) هم ديده نشده ، و ظاهرا مثل تاريخ قم مفقود است ، و در كتب رجال هم نام آن جزء تأليفات شيخ صدوق ذكر نشده » ، ( با اين وصف ، از « خلاصة البلدان » نقل مىكند كه روايت پسر يمانى را از « مونس الحزين » شيخ صدوق نقل كرده ، كه باعث تعجب و تشويش خاطر گرديد .
چون « مختار البلاد » را تحرير كرده بودم ، به اصل آن مراجعه نموده ديدم نوشته است :
« و ايضا نقل از خلاصة البلدان تأليف . . . شده كه او نقل كرده از كتاب مونس الحزين شيخ بزرگوار صدوق كند كه . . . » « 1 »
معلوم شد كه اين نقل مؤلف از جلد اول كتاب « انوار المشعيعين » بوده كه آن موقع چاپ
هامش
( 1 ) - مختار البلاد ، ص 57 .