به اين عبارت « باب حكايت بناى مسجد جمكران » ! حال آن كه راجع به مسجد جمكران آنچه در تاريخ قم بوده گفتيم ، و جاى شگفتى است كه چنين چيزى در نسخ متعدد آن هم نيست !
3 - مهمتر از همه ، اگر شيخ صدوق چنين حكايتى را در يكى از كتابهايش مىآورد مىبايد خود او كه رئيس علماى قم بوده ، « مسجد جمكران » را مشهور سازد و مردم را تشويق كند كه به اين مسجد بروند و در آن نمازى را كه امام زمان عليه السلام سفارش كرده است ، برگزار نمايند ، حال آن كه چنين چيزى نيست . اگر او و بزرگان علماى بعد از وى چنين مىكردند از همان زمانها مسجد جمكران به صورت عالى بنا مىشد ، و اطراف آن تاكنون شهرى با عظمت بود .
شيخ صدوق كه خود در كتاب « كمال الدين » و شيخ طوسى در كتاب « غيبت » تولد او را به دعاى امام زمان با افتخار نقل كردهاند ، حتما اين داستان را هم نقل مىكردند .
4 - نويسنده سالها پيش يعنى سال 1361 شمسى در شرححال حسن بن محمد قمى صاحب تاريخ قم به اين واقعيت پى برد و مىخواست به مناسبت ذكر تاريخ قم بياورد ، ولى از بيم عكس العمل مدعيان و نااهلان خوددارى كردم .
با اين وصف بارها به بعضى از دوستان اهل علم و قلم يادآور مىشدم ، و مطلب كم و بيش از قول من به ديگران هم رسيده است ، از جمله روزى كه با حجة الاسلام احمد صادقى اردستانى به كنگرهء ميرزا ابو الحسن جلوه به زواره مىرفتيم و از دور مسجد جمكران را كه در حال ساختمان بود ، ديديم ، به ايشان هم يادآور شدم .
مدتى بعد ، روزى مرحوم آقا شيخ صادق خلخالى از قم تلفن كرد و گفت : « آقاى دوانى ! با جمعى در منزل امام خمينى خدمت آيت اللّه پسنديده بوديم ، آقاى صادقى اردستانى از قول شما راجع به مسجد جمكران مطلبى نقل كرد ، دليل شما چيست ؟ گفتم : اگر بگويم كه اين و آن شرح و تفصيل داده و كار به جاى باريكى مىكشد ، ولى همينقدر بگويم كه شيخ صدوق چنين كتابى نداشته ، و در تاريخ قم هم از اين موضوع چيزى نيست .
مرحوم خلخالى گفت : « پس من هم بگويم كه روزى با مرحوم امام خمينى از منزلشان گردشكنان به مسجد جمكران رفتيم و نماز ظهر و عصر خوانديم ، ولى ديدم امام خمينى نمازى را كه در آن حكايت به نقل از امام زمان سفارش شده نخواند . من گفتم آقا حال كه به اين مسجد آمدهايم نمازى را كه امام زمان مخصوص اين مسجد دانسته و سفارش كرده بخوانيم ، ولى امام خمينى نخواند و فرمود : برويم . » !
تاريخ قم ( فارسى ) — صفحة 30
مساهمون: على دوانى
ص٣٠