تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 23

مساهمون:

صقسم دوم ٢٣
خواجهء بزرگ منازعان داشت كه پيوسته خاك تخليط در قدح جاه او همى انداختند محمود با آن جماعت تدبير كرد كه فردوسى را چه دهيم گفتند پنجاه هزار درم و اين خود بسيار باشد كه او مردى رافضى است و معتزلى مذهب و اين بيت بر اعتزال او دليل كند كه او گفت :
ببينندگان آفريننده را * نبينى مرنجان دو بيننده را
و بر رفض او اين بيتها دليل است كه او گفت :
خردمند گيتى چو دريا نهاد * برانگيخته موج ازو تند باد چو هفتاد كشتى درو ساخته * همه بادبانها برافراخته ميانه يكى خوب كشتى عروس * برآراسته همچو چشم خروس پيمبر به دو اندرون با على * همه اهل بيت نبىّ و وصى اگر خلد خواهى « 1 » بديگر سراى * بنزد نبىّ و وصى گير جاى گرت زين بد آيد گناه منست * چنين دان و اين راه راه منست برين زادم و هم برين بگذرم * يقين دان كه خاك پى حيدرم
و سلطان محمود مردى متعصّب بود درو اين تخليط بگرفت [ و ] مسموع افتاد ، در جمله بيست هزار درم بفردوسى رسيد « 2 » ، بغايت رنجور شد و بگرمابه رفت و برآمد فقّاعى بخورد و آن سيم ميان حمّامى و فقّاعى قسم فرمود سياست محمود دانست بشب از غزنين برفت و بهرى بدكّان اسمعيل ورّاق پدر ازرقى فرود آمد و شش ماه در خانهء او متوارى بود تا طالبان محمود بطوس رسيدند و بازگشتند و چون فردوسى ايمن شد از هرى روى بطوس نهاد و شاهنامه برگرفت و بطبرستان شد بنزديك سپهبد شهريار « 3 » كه از آل باوند در طبرستان پادشاه او بود و آن خاندانى است بزرگ نسبت ايشان بيزدگرد شهريار پيوندد « 4 » پس محمود را هجا كرد در ديباجه بيتى صد و بر شهريار خواند و گفت
هامش
( 1 ) - نسخ تاريخ طبرستان : اگر چشم دارى ( 2 ) - تاريخ طبرستان : رسانيد ( 3 ) - تاريخ طبرستان : اصفهبد شهريار بن شروين ( 3 - 4 ) - در نسخ تاريخ طبرستان بجاى اين جمله چنين آمده : « كه ذكر ملكى و بزرگى او در كتاب يمينى عتبى نوشته است و خال شمس المعالى قابوس بود و ايشانرا با همديگر مصافات و مكاتبات »
تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 23 | عباس إقبال آشتياني / اقبال آشتيانى / محمد بن حسن بن اسفنديار كاتب