تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 19

مساهمون:

صقسم دوم ١٩

حكايت « 1 »

آورده‌اند كه چون الب ارسلان غازى بعزم تركستان بولايت كاشغر و بلاساغون نزول كرد از دار الخلافه خبر رسيد كه امير المؤمنين القائم باللّه را با لشكر نصارى مصافى شد و هزيمت بر لشكر اسلام افتاد و امير المؤمنين گرفتار شد و او را بقلعهء كه در اعالى جبال بلاد اسار و جزيره است [ كذا ] از سر حدّ روم مقيّد و محبوس كردند ، سلطان الب ارسلان با صد هزار سوار جرّار تيغ گذار انصراف نمود و براى استخلاص امير المؤمنين چنان تعجيل كرد كه در قطع منازل سرعت در قريب شانزده روز از بلاساغون بپاى آن قلعه كه بر شطّ فرات بود بر كوه شامخ برسيد و بطريقى كه دست داد صاحب آن قلعه را بدعوت اسلام و تشريف مسلمانى مشرّف گردانيد و امير المؤمنين را از قيد خلاص داد و در خدمت ركاب او با عظمت و جلالت بحدود دار الخلافه رسانيد و اجازت مراجعت خواست ، چون رخصت يافت در وقت وداع پياده شد و لب سلطنت خود را بتقبيل سمّ مراكب امير المؤمنين مشرّف گردانيد ، در اين وقت با چنين خدمتى از دار الخلافه همين قدر نوازش يافت كه امير المؤمنين القائم بأمر اللّه بر لفظ راند كه قتلت العباد و خربت البلاد في تخليصي ناظران به نظر تأمّل و شافى نگاه كنيد در خدمت سلطان و در علوّ همّت امير المؤمنين كه هريك را مدارج تا بچه حدّ است و الب ارسلان در شهور سنهء خمس و ستّين و اربعمايه شهادت يافت .

ملوك باوند « 2 »

خاندان مبارك ايشان مقصد وفود و مجال سجود و مجالس جود بود و معاون معاوين و مساكن مساكين بود « 3 » و باصفهبد ملك الجبال مشهور و ملقّب بودند به او ، « 4 » در خدمت خسرو
هامش
( 1 ) - اين حكايت نيز كه قطعا الحاقى است شامل چندين غلط تاريخى است ، نه الب ارسلان بكاشغر و بلاساغون لشكر كشيده و نه قائم خليفه بدست روميان اسير شده و نه الب ارسلان بعزم نجات او با روميان جنگيده است . ( 2 ) - اين فصل نيز الحاقى است و خواننده‌اى آن را از مواضع سابقهء قسم اوّل همين كتاب التقاط كرده و بهم پيوسته است . از ذكر ملك شهيد فخر الدّوله كه غرض از او شاه غازى فخر الدّوله حسن آخرين ملوك مازندران است كه در 750 بقتل رسيده ديگر الحاقى بودن اين فصل مسلّم مىشود . در نسخه‌هايى كه اين قسمت الحاقى را دارند عنوان آن چنين است : « قسم چهارم از احوال باوند من اوّله الى آخره » ، ما بعللى كه در مقدّمه گفته‌ايم اين عنوان را برداشتيم . ( 3 ) - از ابتداى سطر تا اينجا عين عباراتى است كه در قسم اوّل ص 106 آمده ( 4 ) - از اينجا تا سطر 12 ص 20 اختصارى است از مطالبى كه در قسم اوّل در صفحات 152 و 155 - 156 آمده با اين تفاوت كه التقاطكننده بجاى : « از آن تاريخ تا امروز » نوشته است : « از آن تاريخ تا قتل ملك شهيد فخر الدّوله » كه خود چنان كه گفتيم شاهدى بر الحاقى بودن اين قسمت و تأخّر عهد الحاق‌كننده است لااقلّ تا 150 سال بعد از تأليف اصل كتاب .