كهتر پسر بود پيش پدر شد و علم ملامت را علامت بر كرد و بجايى رسانيد كه مزدك و اصحاب و امّت و ابناى دعوت او را هلاك كرد و قباد از بيداد به
يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ
« 1 » رسيد ، فرّ ايزدى ازو دور شد و از تمتّع عمر مهجور گشت و دور پياله و نصيب نوالهء جهاندارى نوشروان نوش كرد و اين خبر بخاقان تركستان افتاد كه قباد از تخت رخت بر بست و با تخته تحت زمين شد ، شعر :
خلت منازلهم عنهم و هل ملأ * لم تخل فى هذه الدّنيا منازلهم
طبل شماتت فروكوفت و بوق خصومت دميده شد و سپاه بلب جيحون كشيد .
چون نوشروان بر آن وقوف يافت ببرادر كيوس نبشته و قاصد فرستاد كه من حشم عرب و عجم جمع ميكنم ميبايد كه تو آماده و ساخته باشى تا چون بخراسان رسم به من پيوندى و خاقان را بدانچه كرده پشيمان كنيم ، كيوس در حال كه نبشته خواند مردم طبرستان را برگرفت و بخراسان خراميد و آن جماعت را فراهم آورد و با سپاه آراسته روى بخاقان نهاد و با او مصاف داد و به كمتر مدّتى او را بشكست و از آب بگذشت و غنايم بسيار برداشت و بخوارزم از خويشان خويش هوشنگ نام را بنشاند و از آنجا ديگرباره لشكر بغزنين برد و تا بنهر واله گماشتگان بنشاند و خراج تركستان و هندوستان بستد و بسلامت و نصرت بطبرستان رسيد و از اعيان معتمدان خويش يكى را پيش برادر نوشروان فرستاد با غنايم و هدايا و نبشته مضمون آنكه تو به چند سال از من كهترى و ميدانى بىمعونت و مدد تو خاقان را شكستم و خراج از ترك و هند ستده ، داد نباشد كه تو تاجدار باشى و من طرفدار ، تخت و تاجورى و خزاين پدر به من سپارد تا من بمراد تو طرفى هرچه بيشتر و مملكتى تمامتر پديد كنم ، قاصد بنوشروان رسيد ، چون نبشته عرض داشت موبدان را حاضر فرمود و نبشته بنمود ، جواب دادند كه كيوس آب و بال بغربال ميپيمايد و آتش فتنه را تاب ميدهد ، قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : الفتنة نائمة فمن أيقظها فهو طعام لها معنى آنست كه فتنه خفته است هركه بيدارش كند او را بخورد ،
هامش
( 1 ) - قرآن سورهء 25 ( سورة الفرقان ) آيهء 29