نيست كه هرگز نمىتوانست سكه بزند مىگويد بايستى اجازه گرفته سپس به آن كار برخيزد . « 1 »
گشادن سيد فرج اللّه بصره را
داستان خاندان ديرى را و اينكه ايشان در بصره بنياد فرمانروايى نهاده در پيش نگاشتيم . چنان كه سپس خواهيم آورد در سال 1077 يحيى آغا نامى كه شوهر خواهر حسين پاشا ديرى بود با عثمانيان دست يك كرده و لشكر بر سر حسين پاشا آوردند و او را از بصره بيرون راندند پس از يحيى آغا نيز از آنجا بيرون كرده شده بصره باز بدست عثمانيان افتاد .
ولى چنان كه گفتهايم دولت عثمانى در اين زمان سخت گرفتار بوده آن توانايى كه به گوشههاى دوردست خاك خود رسيدگى نمايد نداشت . اين بود كه در بصره و آن پيرامونها جز نام نشان ديگرى از دولت عثمانى نبود و اندكى نگذشت مانع نامى كه شيخ عشيرهء منفق بود به بصره دست يافته آزادانه در آنجا به فرمانروايى پرداخت سيد على مىنويسد : چون طاعونى سخت در آن حدود بهم رسيد و بسيارى از مردم نابود گرديدند و كسى از بزرگان در آنجا نماند پس مانع فرصت يافته سراسر آن پيرامونها را بدست گفت .
سيد فرج اللّه را با مانع دشمنى در كار بود . زيرا مانع به هوادارى سيد على برادرزاده او برخاسته و به همراهى با سيد على لشكر به جنگ سيد فرج اللّه برده بود . از اينجا سيد فرج اللّه آهنگ لشكركشى بر سر بصره كرده گويا به خواهش و پيشنهاد او بوده كه دربار صفوى نيز با
هامش
( 1 ) . كتاب سيد على .