تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
جنگ ايشان بيرون آمد ولى در جنگ شكست برو افتاده پيروانش پراكنده شدند و خود او گريخته جان بدر برد « 1 » .

سيد على

در اين آشوب‌ها و كشاكش ميانه سيد هيبت و فرج اللّه خان سيد على خود را كنار كشيده در بصره نزد ابراهيم خان مىزيست . چون خبر آشوب خوزستان به اصفهان رسيد در سال 1112 از دربار فرمان والىگرى بنام او درآمده و خلعت براى او فرستاده شد و او از بصره به هويزه آمده به حكمرانى پرداخت خود او مىنويسد « پس من به هويزه آمدم و هريك از خويشان و عموزادگان را مىتوانستم از خود خرسند گردانيدم » « 2 » .
هامش
( 1 ) . كتاب سيد على و تذكره شوشتر ( 2 ) . پس از چاپ شدن مقدارى از اين تاريخ آقاى حاج ميرزا ابو عبد اللّه مجتهد دانشمند زنجانى كتابى از زنجان فرستادند كه پس از ديدن دانسته شد ترجمه كتاب سيد على است : نسخه كتاب سيد على در كتابخانه مسجد سپهسالار نسخه خود مؤلف است ولى يگانه نسخه بودن آن‌كه ما نوشته بوديم در دست نيست . نسخه‌اى از آن در هويزه نزد مشعشعيان بوده كه در زمان فتحعلى شاه نزد پسر او محمد على ميرزا كه والى كرمانشاهان و خوزستان بود برده و بفرموده او يكى از سادات جزايرى شوشتر آن را ترجمه به فارسى كرده و بسيار كوتاهش ساخته و اين ترجمه است كه نسخه آن را آقاى حاج ميرزا ابو عبد اللّه فرستاده‌اند . از داستان سيد مبارك تا اينجا هر كجا كتاب سيد على گفته‌ايم مقصود اين نسخه فارسى است . ولى چون آن نسخه در اين‌جا به پايان مىرسد و پاره مطالب در اصل نسخه هست كه در آن نيست از اينجا به پس مقصود از كتاب سيد على نسخه عربى است .
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 100 | احمد كسروى تبريزى