خود در اصفهان مىنگارد اينكه سيد فرج اللّه در هويزه بناى سكه زدن گذارده « محمدى » سكه مىزند . مىگويد : يك بار پانصد تومان و يك بار هزار و پانصد تومان از پول كه سكه مىكرد به اصفهان فرستاده بود كه در آنجا رايج شود محمد بن عبد الحسين نوكر سيد كه پول را آورده بوده قدرى از آن صرف نموده هنوز قدرى از آن مانده بود كه باقر سلطان ضرابباشى آگاهى يافت . چون سيد در اين باره اجازه از دربار شاه نداشت . ضرابباشى محمد را گرفته فرمان داد كه حجره او را مهر نمايند . من به شتاب كسى فرستادم تا بازمانده پول را از حجره بيرون آوردند . و چون اين خبر به گوش پادشاه رسيد فرمان داد كه محمد را بكشند و سيد فرج اللّه هم از والىگرى معزول باشد من تلاش بسيار كردم به ميانجيگرى اصلا خان « 1 » كه در هنگام قولر آقاسى بود و محمد را رها كردند و والىگرى سيد فرج اللّه پايدار ماند .
درباره سكه زدن مشعشعيان بايد دانست كه از پيشينيان ايشان سكه ديده نشده اگر هم زدهاند ما نديدهايم ولى پيش از فرج اللّه سكههايى ديده شده از جمله نگارنده سكههايى بتاريخ 1085 در دست خود دارم كه در يكروى آن در كنار عبارت لا إله الا للّه محمد رسول اللّه و در ميانه عبارت على ولى اللّه و در روى ديگر عبارت ضرب هويزه و ارقام 1085 آشكار خوانده مىشود « 2 » پس از اينكه سيد على مىگويد فرج اللّه اجازه سكه زدن نداشت گويا مقصود آن
هامش
( 1 ) . از خاندان و اخشتو خان
( 2 ) . بايد دانست كه رقم به شكل ( 185 ) است . ولى يقين است كه مقصود 1085 مىباشد و در آن زمان از اين گونه اشتباهها درباره ارقام هندسى و جاى گزاردن سفر فراوان بوده .