آن آهنگ همداستان گرديده در سال 1109 شاه سلطان حسين فرمانى به عنوان لشكركشى به بصره به سيد فرج اللّه فرستاده و حاكم شوشتر و ديگران را از دستگاه خوزستان و آن نواحى به همراهى او مأمور نمود .
فرج اللّه بصره را به آسانى گشاده قورنه را نيز بدست آورد و از اينجا نام او بلند شد . ولى اندكى نگذشت كه از دربار ابراهيم خان نامى را به حكمرانى بصره فرستادند و فرج اللّه اين شنيده به هويزه بازگشت . « 1 »
سيد هيبت
در اين زمان سيد على با عموى خود ناسازگارى كرده آرزوى والىگرى داشت و با ابراهيم خان دست بهم داده به دشمنى فرج اللّه مىكوشيدند و فرج اللّه از ايشان نگران بوده با دربار صفوى سرگرانى مىنمود . در اين ميان در سال 1111 محمد على بيگ نامى از دربار فرمان عزل فرج اللّه را آورده و در نهان مأمور بود كه او را دستگير نمايد فرج اللّه پيش از رسيدن او چگونگى را شنيده نافرمانى آشكار ساخت در همان هنگام سيد هيبت پسر خلف كه عموى فرج اللّه و پيرمرد ناتوانى بود از اصفهان به واليگرى هويزه فرستاده شد و چون او بيامد فرج اللّه با پيروان از هويزه بيرون رفته بناى تاخت و تاراج را گذاشت و از گزند و آزار خوددارى نمىكرد و اين شورش سراسر خوزستان را به هم زده اعراب در همه جا به تاختوتاز برخاستند .
پس از ديرى فرج اللّه با شيخ مانع منفق دست بهم داده و سپاهى آراسته لشكر بر سر هويزه آوردند و آن شهر را گرد فروگرفتند سيد هيبت ياورى از عشاير آل كثير و آل خميس و آل فضول خواسته به
هامش
( 1 ) . كتاب سيد على تذكره شوشتر خلاصه تاريخ العراق للاب انستانس .