نوبت والىگرى در هويزه از آن سيد مبارك و جانشينان او بود در بصره و بخش جنوبى عراق خاندانى بنام ديريان فرمانرواى داشتند كه به استقلال فرمان مىراندند و چون داستان ايشان با اين تاريخ ارتباط دارد در اينجا به اختصار مىسراييم .
بنياد اين خاندان را افراسياب پاشا گذاشت و او چنان كه كعبى مىنويسد از مردم دير بوده كه نام ديهى در نزديكى بصره است و از اينجاست كه ايشان را ديرى مىخوانند . به گفته او از بازماندگان سلجوقيان روم بوده كه دانسته نيست از كى به خاك بصره آمده و نشيمن گرفته بودند .
چنان كه گفتهايم در اين زمان در عراق از دولت عثمانى جز نام نشانى نبوده سلطانان عثمانى كه در استانبول نشسته گرفتار جنگ با دولتهاى اروپا و پادشاهان ايران بودند كمتر مجال داشتند كه به عراق بپردازند و بيش از اين خواستار نبودند كه آن سرزمين بنام خاك عثمانى باشد . از اينجاست كه والى به بغداد فرستاده و رشته اختيار را از هر باره بدست او مىسپاردند و چه بسا كه اين والى به خودسرى برخاسته يكرو به ايران نشانداده و يكرو به عثمانى بدينسان خود را در ميان دو دولت دشمن آسوده نگاه مىداشت . و چه بسا كه در بصره و ديگر شهرها نيز كسانى كه به خودسرى برخاسته آن رفتار را كه والى بغداد با سلطان عثمانى مىنمود اينان به والى بغداد مىنمودند .
بويژه بصره و بخش جنوبى عراق كه بيشتر زمانها بدست گردنكشان بود و چنان كه گفتم گاهى نيز مشعشعيان دست به آنجا مىانداختند .
در سال 1005 بصره بدست على پاشا نامى از عثمانيان بود و
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٧٢