تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
افراسياب ديرى سمت دبيرى سپاهيان آنجا را داشت . على پاشا كارى از پيش نبرده و از پرداختن ماهيانه سپاهيان درمانده بود و با رضايت خود حكمرانى را به افراسياب سپرده و پولى از او دريافت كرده روانه استانبول گرديد و تنها شرطى كه با افراسياب بست اين بود كه او نام سلطان عثمانى را از خطبه نياندازد . بدينسان افراسياب رشته حكمرانى را بدست آورد و چون مرد كاردانى بود با مردم رفتار نيكو كرده در اندك زمانى نام او بلند گرديد و مردم او را دوست داشتند و چنان كه گفتيم او بود كه باجى را كه سيد مبارك روزانه از بصره مىگرفت بريد و پس از زمانى جزاير را هم از دست مبارك درآورد نيز اوقبان را كه جايى از خوزستان است بگشاده كعبيان را در آنجا نشيمن داد چنان كه اين داستان را در جاى ديگرى خواهيم سرود . پس از هفت سال حكمرانى افراسياب مرده پسر او على پاشا جانشينى يافت . او نيز مرد نيك و خردمندى بود و در زمان او بصره و آن پيرامون‌ها آبادى فراوان يافت و مردم به آسايش و خرسندى رسيدند چنان‌كه كعبى زمان او را از جهت آسايش مردم و آبادى شهرها را مانند زمان هارون الرشيد مىشمارد . پس از چهل و پنج سال حكمرانى على پاشا نيز مرده و نوبت حكمرانى به پسر او حسين پاشا رسيد كه داستان او را در جاى ديگرى خواهيم سرود . « 1 »

گرد پرو گرفتن امام قلى خان بصره را و بازگشت او

چنان كه مىدانيم يكى از كارهاى زمان شاه عباس گشادن ايرانيان
هامش
( 1 ) . زاد المسافر كعبى .