تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
بغداد و ديگر شهرهاى شمالى عراق است كه در سال 1032 و سالهاى پس از آن رويداد . پس از اين فيروزىها شاه عباس آهنگ آن كرد كه بصره را نيز از دست على پاشا گرفته سراسر عراق را از آن ايرانيان گرداند و اين بود كه امام قلى خان بيگلربيگى فارس را با لشكرهاى فارس و لرستان و كردستان روانه آنجا گردانيد امام قلى خان در سال 1037 على پاشا را در بصره به محاصره گرفت سيد محمد خان والى هويزه نيز در اين لشكركشى با او بود . كعبى مىنويسد كار بر على پاشا سخت گرديد ولى چون مردم او را دوست مىداشتند و هواخواه او بودند . رخنه‌اى در كار پيدا نشد . « 1 » بهر حال در اثناى اين محاصره و سختگيرى بود كه ناگهان خبر مرگ شاه عباس و جانشينى شاه صفى رسيد و امام قلى خان دست از محاصره برداشته به فارس بازگرديد . برخى نوشته‌اند كه شاه صفى فرمان بازگشت فرستاده و امام قلى را به پايتخت خواسته بود . داستان كشته شدن امام قلى و پسرانش به فرمان شاه صفى در تاريخ‌ها معروف است . « 2 » اما سيد محمد خان تا سال 1044 والى هويزه بود تا در آن سال
هامش
( 1 ) . كعبى تاريخ اين حادثه را در سال 1036 نگاشته مىگويد شيخ عبد العلى حويزى در قصيده‌اى كه على پاشا را ستوده تاريخ آن حادثه را در نيم بيتى چنين مىسرايد : « على دمر الخان » . ولى مردن شاه عباس و بازگشتن امامقليخان يقين است كه در سال 1037 بوده . پس بايد گفت كه آن نيم بيت تاريخى شيخ حويزى « على دمر الخانا » بود كه كعبى چون خودش در سال حادثه اشتباه داشته عبارات را نيز عوض كرده و الف اتاق را از آخر آن انداخته است . ( 2 ) . درباره كينه شاه صفى با امامقليخان و پسران او تاورينه شرح درازى نوشته كه اگر درخور اعتماد باشد بهترين شرح داستان است .