بود كه در سى و شش سال نه تن پادشاه پياپى آمده و رفتند و همواره بساط جنگ و كارزار برپا بود .
در نتيجه اين سستى و ناتوانى ايران بود كه شيخ اغلى صوفى بچه پانزده ساله « 1 » گروهى از درويشان به پادشاهى برخاسته در اندك زمانى بر سراسر اين سرزمين دست يافت .
بارى اين شورشها زمينهء شايستهاى بود كه سيد محسن مشعشع چهل و اند سال آسوده حكم راند و چون در برابر خود دشمن پافشارى نداشت بر شكوه و نيروى مشعشعيان بيش از پيش بيافزايد .
در زمان او سراسر جزاير و خوزستان و بصره و آن نواحى تا بيرون بغداد و بهبهان و كهكيلويه و بندرهاى خليج فارس و بختيارى و لرستان و پشتكوه بلكه به نوشتهء سيد على كرمانشاهان نيز قلمرو مشعشعيان بود .
سيد على مىنويسد در زمان سيد محسن نخستينبار منتفج در نواحى بصره پيدا شدند و شيخ ايشان شيخ يحيى بن محمد اعمى بود و بر بصره دست يافتند سيد محسن لشكر به آنجا برده يحيى را بكشت و با پسر او صلح كرده قرار داد پولى روزانه بپردازد .
چنان كه گفتهايم در اين زمان بازار شيعيگرى و سنىگرى بسيار گرم بود و چون مشعشعيان نام شيعه بر روى خود داشتند فقهاء و مؤلفان شيعه روى بسوى آنان مىآوردند بىآنكه پرواى بدعتهاى چركين آنان بكنند . سيد محسن نيز دانشدوست بوده و مؤلفان را مىنواخته .
اين است كه كتابهايى بنام او نوشته شده . از جمله چون صدر الدين شيرازى حاشيه بر كتاب شرح تجريد بنام سلطان سنى عثمانى نوشته
هامش
( 1 ) . شاغه اعماعيل را در آغاز برخاستن خود « شيخ اغلى » مىناميدند .