شرمى نمىكند يك رشته از وارونهگويىهاى او را نقل كرديم كه هم دعوى و هم احكام خود را پياپى تغيير مىداده و با هركسى به مناسبت حال او سخنى مىرانده است .
با آنكه او آشكارا عقيده على اللهيگرى داشته و بارها اين عقيده را شرح مىدهد باز در جايى حديثى را كه از پيغمبر اسلام ( ص ) نقل كردهاند به اين عبارت : « اى على دوكس دربارهء تو تباهكار است يكى دوستارى كه تو را از پايگاهت بالاتر مىبرد و ديگرى دشمنى كه تو را از جايگاهت پائينتر مىگذارد » « 1 » مىآورد . نيز روايتى را كه از زبان يكى از دوازده امام معروف است بدين عبارت : « ما را از پايه خدايى پايينتر بگيريد و هرچه مىخواهيد دربارهء ما بگوييد » « 2 » نقل مىكند . « هم ديديم كه او . غاليان » را از جمله كافران شمرده كشتن آنان را در چيرگى آينده » وعده مىدهد بلكه كسى را كه دست به يك غالى بزند و آن را نشورد وعده كشتن مىدهد كسى نمىپرسيده كه غاليان مگر جز آن نادانانىاند كه امام على ( ع ) يا كسان ديگرى را به پايه خدايى مىرسانيده يا كارهاى خدا را به آنان نسبت مىدادهاند و تو و پيروان تو كه آن امام را خدا مىدانيد آيا غالى نيستيد ؟ !
نيز چنان كه گفتيم او امام دوازدهم پسر امام حسن عسگرى را همچون ديگر امامان مرده مىدانسته و اين است كه خويشتن را به جاى او ادعا نموده خلاصه گفتههاى او و دليلهايى كه مىآورد همين ادعاست و بس با اين همه در چند جا حساب عمر آن امام را رفته مىگويد تا امسال ششصد و فلان اندازه سال دارد . در يك جا هم در
هامش
( 1 ) . « يا على هلك فيك اثنان محب غال و مغبض قال »
( 2 ) . نزلونا عن الربوبية و قولو افينا ما شئتم »