تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
صبح زود دهقانان نزد فاتحين حاضر شده درد دل خود و تاخت‌وتاز و ظلم‌هاى سواران كه به آن بدبختان كرده بودند تفصيلا توضيح دادند در يكى از اصطبلها چند نفر زندانى زنجير كرده پيدا شدند كه خلاصى يافتند از قزوين از طرف دولت براى جبران اين شكست كه با همه كوچكى نتيجه مهمى در برداشت و براى جنگهاى آينده تأثيرات قطعى توانستى كرد قشون منظمى بمقابل يفرم فرستاده شد . از روى خبرهايى كه مىرسيد يفرم دانست كه اين اردو تشكيل شده از سربازان و سواران شاهسون خيلى قوى است و با اين حال با پنجاه يا شصت نفر آن هم در ( يوزباشى چايى ) مقاومت خيلى مشكل خواهد بود و به اين جهت بر اثر اقتضاى موقعيت از يوزباشى چائى عقب‌نشينى كرده به منجيل برگشت اقامت او در يوزباشى چائى بيش از چند روز نبود . ولى اين عقب‌نشينى طورى به عمل آمد كه تصور مىرفت يفرم آمده بود پسر غياث نظام را تنبيه و سركوبى كند و برگردد . يفرم چندى بماندن در اين محل مجبور شد . زيرا قوه و مواد جنگى لازمه كه مىبايست از رشت برسد نرسيده بود . سپهدار هميشه تعلل مىكرد و نمىفرستاد . يفرم ناچار شد تصميم بگيرد كه خود بجدوجهد پردازد و در نتيجه اولا به شماره مجاهدين خود افزوده و ثانيا وسايل فراهم آورد كه براى جنگ‌هاى طولانى توانا باشد . روىهم‌رفته نفرات او تا به 60 نفر مىرسد و نسبتا مهمات جنگى كافى هم بدست آورده بود . اين قوه را براى اجراى نقشه جسورانه خود كافى شمرده تصميم