تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
هرگاه سركرده‌ها ده يك او را ايستادگى كرده بودند ابدا شكست نمىخورد . اين قسم و اينطور بود حالت قشون و سركرده‌ها در اين مدت و اين قسم از دعوا و سلوك رفتار نواب و الا نسبت بمردم و از مردم نسبت بنواب و الا در عرض اين مدت كه سنگر مىبستند و همه روز تشريف مىآوردند سر سنگرها يك دفعه نفرمودند بارك اللّه يا يك دفعه يك صاحبقران به كسى انعام نداد يا اينكه اگر كسى حركت خلاف مىكرد مؤاخذه و سياست نمىكردند و در عرض اين مدت كه در محمره توقف داشت اردو يك دفعه چاپار نواب و الا كه آمد ابراز نداد كه از تهران چه نوشته‌اند مگر اينكه يك دفعه فرمودند از تهران نوشته‌اند كه اگر اذن بدهيد سردارى بفرستيم من در جواب نوشتم كه اين سركرده‌ها كه در اينجا هستند هر يكى يك سردار هستند در حضور نواب و الا عرض نكردند . اما بعد از آن كه سروكار و الا تشريف بردند آقا جانى خان گفت به سركرده‌ها كه حضرات شما چه مىگوييد در اينكه اگر يك نفر ديگر بيايد سرتيپ‌ها گفتند كدام سردار است كه از نواب و الا بهتر يعنى محمد حسن خان و محمد مراد خان علينقى خان از بعد از آنكه آن روز در سنگر نواب و الا آن ضرب را از ديگر هيچ كجا حرف نمىزد آقا جانى خان گفت معلوم است كه نواب و الا از همه‌كس بهتر است اما تفاوت اينقدر هست كه اگر چيزى بعقل ماها برسد بايد بهزار ترس و لرز بگوييم كه مبادا نواب و الا كج‌خلق شوند بعد از آنكه عرض كرديم هر فرمايش بفرمايند كسى قادر آن نيست گويد اين قسم نيست كه مىفرماييد بلكه قسم ديگر است لابد هرچه بفرمايند بايد عرض كرد بلى قربانت شوم درست است اما اگر كسى ديگر باشد مىرويم كنده
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 311 | احمد كسروى تبريزى