تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
زانو را مقابلش مىزنم زمين مىگويم اين قسم بعقل ماها مىرسد اگر چنانچه قبول كرد كه هيچ اگر قبول نكرد چيز ديگرى بعقل او رسيده مىگويم شما بگوييد چه قسم بايد بشود اگر آنچه را كه او خيال كرده است موافق قاعده است كه چه عيب دارد اگر خير موافق قاعده نيست مىگويند آنچه را كه ما گفته‌ايم قبول كن اگر قبول نميكنى نوشته بده هر روز شكست بشود يا نقصى وارد بيايد بما دخلى نداشته باشد يا اينكه ما نوشته مىدهيم شما كاربكار ما نداشته باشيد عيب و نقصى وارد آمد جواب دولت با ما باشد . آقا جانى خان اين قسم گفت محمد مراد خان و علينقى خان گفتند اگر چنان كسى آمده بود از تهران البته بهتر بود محمد حسن خان گفت حماليد مگر شما از دولت خودتان و اولياى دولت خبر نداريد آنها از دروغ تكليفى بشاهزاده كردند چون مىدانستند اين قبول نخواهد كرد اينرا نوشتند . از اين گذشته دولت ما و اولياى دولت ما هرگز متحمل اين خرج‌ها نمىشوند كه ده بيست هزار تومان خرج بكنند سردار بفرستند وانگهى چه دربند اين هستند كه دولت ايران نظامى داشته باشد يا در پى اين هستند كه فتحى بشود شب و روز اوقات اولياى دولت سر اين حرف است كه نظاميه و داوديه خوش‌طرح و خوشگل بشود و شاه را مشغول كنند بگذاريد حالا ما را فرستادند اينجا اينهم اين حرفها را مىشنود از ما بدش مىآيد چكار داريد به اين كارها هر روز جنگ شد تا مىتوانيم دعوا مىكنيم وقتى نتوانستيم چه بحثى دارند بر ما آنوقت هم خاطرتان جمع باشد اگر شكست بشود دولت ما مثل ساير دولتها نيست كه مؤاخذه بكنند يا سياست بكنند منتهاش ضرورى بشاهزاده مىزنند كه هشت نه هزار تومان اولياى دولت