تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
برگشتن مسرقان از جوى خود و پيوستن آن به « دجيل » كه در پيش چگونگى آن را نگاشته‌ايم . براى روشنى اين سخن بايد چگونگى شهر كهن را در زمان آباديش بدانيم : اهواز در كنار شرقى دجيل ( كارون ) نهاده و جوى بس بزرگى به پهناى بيست زرع از ميان آن مىگذشت اين جوى را كه « شاهجرد » مىناميدند سيصد ذرع كمابيش بالاتر از بند از دجيل جدا كرده بودند و مايه آبادى شهر بيش از همه اين جوى بوده كه مردم آب آن را براى خوردن و پختن و كاشتن به كار مىبردند اين جوى شهر را به دو بخش مىكرد كه يكى را « المدينه » و ديگرى را « الجزيره » مىگفتند الجزيره محله ميان شاهجرد و دجيل را مىگفتند كه ميان دو آب نهاده بوده المدينه آنسوى شاهجرد را مىگفتند بزرگترين بخش شهر بود و بازارهاى بسيار و مسجد و آدينه داشت پيش از اين هم گفته‌ايم كه مسرقان كه در آن زمان‌ها جداگانه خود را جنوب كشيده به دريا مىريخت از كنار شرقى شهر اهواز مىگذشت مىتوان گفت كه محل‌هاى دوردست شرقى آن شهر از آب مسرقان هم بهره‌ياب مىشده‌اند به‌هرحال آبادى باغ‌ها و كشتزارهاى شرقى اهواز از مسرقان بوده از دجيل يا شاهجرد . اكنون برمىگرديم به آن زمانى كه مسرقان از جوى ديرين خود بازگشته و در بند قير به دجيل پيوسته ( چنان كه شرح آن را در پيش داده‌ايم ) نخستين نتيجه اين كار آنكه بخش شرقى شهر اهواز و كشتزارها و باغ‌هاى آن بخش كه از مسرقان آبيارى مىشده بخشكد و محله‌هاى شرقى شهر روى به ويرانى بگذارد . دومين نتيجه آنكه از انبوهى آب در بستر دجيل بندهايى كه آن بستر بوده و بزرگترين آنها را