به گردنكشان شهرها سخت مىگرفت . براى ايمنى راه اهواز نيز كه كاروانيان دلآسوده آمدوشد نمايند و كشتىهاى آسوده در آنجا لنگر بياندازند در نزديكى دهكده اهواز در پايين كمر سنگى بناهايى ساخته و سرباز و پاسبان در آنها نشاند و چون آنجا را بندرى براى كشتىها گردانيده « بند ناصرى » نام نهاد .
سپس در سال 1306 چنان كه گفتيم كشتيرانى در كارون پايين آزاد گرديده برادران لنچ و ديگر اروپاييان كشتىهاى خود را در آنجا به كار انداختند و چون مال بازرگانى فراوان به آنجا مىآوردند بازرگانان از شوشتر و دزفول و ديگر شهرها به آنجا شتافتند و هر يكى خانه يا كوشكى براى خود بنياد نهاد . در اين ميان حاج معين بوشهرى كه از شاه اجازه كشتيرانى در كارون بالا گرفته بود در بند ناصرى بازار و كاروانسرايى ساخت و براى آنكه بردن بارها كشتىها از اين سوى كمره سنگى به كشتىهاى آن سوى آسان باشد خط آهنى كشيده واگون اسب راه انداخت .
در اين زمانها در شوشتر بازار اوباشى سخت گرم بوده گردنكشان محلههاى شهر را در ميان خود بخش كرده هر محله از آن يك « آغايى » بود كه پيرامونى گردد سرداشت و ديوانخانه براى رسيدگى به كارهاى مردم در هر محله برپا بود و هر زمان كه فرصتى به دست مىآوردند بىدرنگ آتش جنگ و خونريزى را در ميان محلهها گرم ساخته پيش از هر كارى دست به تاراج خانهها و بازارها مىگشادند و اين بود كه ايمنى از اين شهرها رخت بربسته بود بويژه بازرگانان و توانگران كه هميشه بر جان و مال خود بيمناك مىزيستند .
نظام السلطنه اين گردنكشان را سركوفته و گردن شكسته بود ليكن
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٢٣٢