نيز از هر باره هوادارى از تركان مىنمودند . پس از آمد شد و سفراى بسيار سرانجام به ميانجىگرى سفراى انگليس و روس چنين قرار دادند كه هر يك از چهار دولت ايران و عثمانى و روس و انگليس نمايندهاى از خود بفرستند كه كميسيونى در ارضروم كرده درباه سراسر سرحدهاى ايران و ترك قرارى بدهند . نماينده ايران در آن كميسيون ميرزا تقى خان امير نظام ( اميركبير ) بود و بدينسان كه در تاريخها نگاشتهاند سه سال در ارضروم نشيمن داشت و پس از گفتگوها و پاره پيشآمدها سرانجام در ماه جمادى الاخرى سال 1263 قراردادى بسته شد كه به « قرارداد ارضرم » معروف مىباشد در فقره دوم آن قرارداد سرحدى عراق و خوزستان را بدين عبارتها از هم باز نمودند .
« دولت عثمانى » نيز قويا تعهد مىكند كه شهر و بندر محمره و جزيرة الخضر و عشاير متعلقه معروفه ايران است به ملكيت در تصرف ايران باشد و علاوه بر اين حق خواهند داشت كه كشتيهاى ايران به آزادى تمام از محلى كه به جر مصب مىشود تا موضع التحاق حدود طرفين در شهر مذكور آمد و رفت نمايند .
هم در توضيحاتى كه سفراى انگليس و روس در پاسخ پرسشهاى دولت عثمانى دادهاند درباره اين فقره نگاشته مىشود : « لنگرگاه محمره در محلى است كه واقع شده است در محاذى شهر داخل در مرداب خفار » .
پس از پيدايش اسلام اين نخستين بار بود كه سرحد غربى ايران شناخته شد و از اين سپس دستاويزى براى واليان بغداد در زمينه دست اندازى به خاك ايران و فتنهانگيزى در ميان عشاير خوزستان باز
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٩٦