ماليات خوددارى كنند .
نيز طوايف خميس كه در نزديكىهاى رامهرمز نشيمن داشت و آل محسن كه كعبيان محمره بودند همچنين اعراب با وى از فلاحيه جدا كرده شدند از آن پس خاندان مشايخ محمره ( خاندان شيخ خزعل خان ) آبرومندترين خاندان از اعراب خوزستان بودند و شيخ فلاحيه را با آنكه لقب « شيخ المشايخ » مىدادند خود جايگاه پائينترى داشت تا آنجا كه در زمان شيخ خزعل خان آن خاندان برانداخته شد و شيخ خزعل يكى از كسان خود به حكمرانى فلاحيه برمىگماشت . نخستين شيخ فلاحيه پس از ثامر شيخ فارس پسر شيخ غيث بود كه پس از چند سالى چون از عهده پرداخت ماليات برنمىآمد حاكم خوزستان او را برداشته شيخ لفته نامى را به جاى او برگماشت و اين دو تن تا ساليان دراز هم چشم و جانشين يكديگر بودند كه حاكم خوزستان گاهى آن را برداشته اين را مىگذاشت و گاهى آن را گزارده اين را برمىداشت تا سرانجام شيخ لفته به دست كعبيان كشته گرديده به جاى او شيخ جعفر خان پسر شيخ محمد شيخ المشايخ گرديد و جانشين و هم چشم او نيز شيخ رحمة خان شيخ غيث بود كه پياپى به جاى يكديگر مىآمدند و چون شيخ رحمة نماند برادر او شيخ عبد اللّه در همچشمى با شيخ جعفر جاى او را گرفت كار بدينسان بود تا در سال 1316 شيخ خزعل خان ماليات فلاحيه را نيز از دولت پذيرفته يكى از كسان خود را به سرپرستى كعب برگماشت و از آن زمان بازماندگان خاندان شيخ المشايخ پراكنده و پريشان گرديدند « 1 » .
هامش
( 1 ) . دفترچه تاريخ كعب