نمايد .
پس از بسته شدن اين قرار داد حاج ميرزا آقاسى « شخص اول ايران » « 1 » مولى فرج اللّه خان مشعشعى را به تهران آمده بود كه حكومت خوزستان داده سپرد كه در محمره دژى برپا سازد و مىگفت پاسبان در آنجا گذارده راه حاجيان را از سوى نجد و جبل خواهم قرار داد زيرا در زمان فتحعلى شاه ابن سعود پادشاه نجد نامه به دربار ايران نوشته خواستار شده بود كه حاجيان ايران از راه نجد رهسپار مكه شوند .
ولى اين انديشههاى حاج ميرزا آقاسى چه سودمند بوده چه ناسودمند به كار بسته نشده حكمرانى مولى فرج اللّه در خوزستان جز زمان اندكى نبود زيرا در سال 1264 بود كه محمد شاه بدرود زندگى گفته حاج ميرزا آقاسى نيز با آرزوهاى خود از ميان برخاست .
پس از محمد شاه كه نوبت پادشاهى به پسر نوجوان او ناصر الدين ميرزا رسيد چون رشته كارهاى او بدست امير نظام بود در همان سال نخست پادشاهى از ميرزا جعفر خان مشير الدوله را مأمور نمودند كه همراه نمايندگان عثمانى و روس و انگليس سرحدهاى ايران و ترك را از روى ارضروم معين نموده نشانها پديد آورند و اين
هامش
( 1 ) . حاج ميرزا آقاسى از صوفيان بود و داعيه پيرى داشت و اين بود كه به وزارت محمد شاه رسيد راضى نبود كسى او را « وزير » يا « صدر اعظم » بخواند و وزارات و صدرات را پايينتر از شأن و جايگاه خود مىدانست . سفراى دولتهاى اروپا كه در تهران بودند چون دانستند كه حاجى از لقب صدر اعظم بدش مىآيد به رسم اروپاييان كه صدر اعظم را « پريمير » مىخوانند حاجى را « شخص اول ايران » ناميدند و حاج ميرزا آقاسى آن لقب را پسنديده دستور داد كه هميشه او را با آن لقب ياد كنند .