تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
هميشه نزد شاهزاده بماند . پس از اين قرار داد محمد تقى خان بجاى خود برگشت بهرام ميرزا از شوشتر به دزفول و از دزفول به خرم‌آباد رفت . ولى محمد تقى خان هنوز سر رام شدن نداشت . در اين هنگام كه ميانهء ايران و انگليس بر سر شهر هرات رنجش پيدا شده بود كاركنان سياسى انگليس كه بنام‌هاى گوناگون در ايران درنگ داشتند در كار محمد تقى خان دخالت كرده او را از رام شدن بازمىداشتند . ميجر راولنسن كه گفتيم با بهرام ميرزا همراه بود از آن كاركنان سياسى بود و شايد نتيجه دخالت اوست كه اين لشكركشى بهرام ميرزا پاك بىنتيجه ماند و محمد تقى خان پس از آنكه به دست دولت افتاده دوباره به جاى خود بازگشت . از اينجاست كه در سال ديگر كه محمد شاه به آهنگ هرات از تهران بيرون آمده بود از رهگذر محمد تقى خان و بختياران سخت نگرانى داشت و برادر خود سلطان مراد ميرزا را با شش هزار سپاه روانه نمود كه در چمن كندمان بختيارى لشكرگاه ساخته از هر يك از بزرگان بختيارى گروگان گرفته نزد منوچهر خان معتمد الدوله كه اين هنگام والى اصفهان و لرستان و خوزستان گرديده و در اصفهان نشيمن داشت بفرستد . در زمستان همان سال چون سلطان مراد ميرزا از چمن كندمان به چمن مالمير آمد محمد تقى خان در برابر او سپاه آراسته به جنگ برخاست . در ناسخ مىگويد : پانزده روز اين جنگ و ستيز برپا بود تا سرانجام بختياريان پايدارى نتوانستند و محمد تقى خان خود را زبون ديده عليقلى خان را نزد سلطان مراد ميرزا فرستاد ولى شاهزاده