تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
آنجاها را نيز از آن خود ساخت . ولى خان ممسنى كه يكى از راهزنان پر دل و بنام بود او نيز به محمد تقى خان پيوست و بدينسان زور و نيروى سركش بختيارى بىاندازه گرديده آوازه دليرىها و جانفشانىهاى او در همه جا بر زبان‌ها افتاد . فتحعلى شاه در اين هنگام در تهران بود براى چاره كار محمد تقى خان آهنگ اصفهان كرد و بر فارس و بروجرد و ديگر جاها فرمان فرستاد كه لشكر به اصفهان روانه نمايند . ولى خود او پس از پانزده روز كه در اصفهان درنگ داشت به‌درود زندگى گفته همه تدبيرهايش بيهوده گرديد از اين پيشامد رواج كار محمد تقى خان چندين برابر گرديده كسان او راه فارس تا كاشان را فراگرفته همه كاروان‌ها را لخت مىنمودند و چون محمد شاه به تخت پادشاهى نشست در آغاز كار دشمنان بسيار داشت زيرا برخى پسرهاى فتحعلى شاه در فارس و ديگر شهرها در آرزوى پادشاهى بودند و گردن به پادشاهى او نمىگذاردند اين بود كه در سال 1252 محمد تقى خان در كوهستان بختيارى و در خوزستان خودسرانه فرمان مىراند و كسان او به راهزنى روز مىگزاردند . در اين هنگام اعراب بنى لام نيز كه در حدود عراق و ايران نشيمن داشتند فرصت به دست آورده در نواحى شوشتر بتاخت و چپاول مىپرداختند و تا زمستان سال 1252 كه بهرام ميرزا به شوشتر آمد مردم گرفتار اين آشفتگىها بودند . « 1 »

كعبيان در زمان اين آشفتگىها

كعبيان كه در زمان آسودگى با دولت سرگران بودند و جز اندك
هامش
( 1 ) . ناسخ التواريخ سياحتنامه بارون دوبود .
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 181 | احمد كسروى تبريزى