تخت پادشاهى نشست بهرام ميرزا برادر كهتر خود را در همان جا والى كرمانشاه و لرستان و خوزستان گردانيده از راه مراغه و كردستان روانه ساخت . ولى تا سه سال بهرام ميرزا به خوزستان نپرداخته و تنها در زمستان سال 1253 بود كه با لشكرى آهنگ آنجا را كرد محمد تقى خان كه در اين هنگام در دژ تل ميانه كوهستان بختيارى و دشت خوزستان نشيمن داشت چون از آهنگ بهرام ميرزا به خوزستان و رسيدن او با توپخانه آگهى يافت برادر خود علينقى خان را پيش شاهزاده فرستاده فروتنى آشكار ساخت و به گردن گرفت كه از آن پس ساليانه ماليات بپردازد ولى خواستار شد كه او را از آمدن به نزد شاهزاده معذور دارند . بهرام ميرزا اين خواهش او را نپذيرفت و از آمد و شد ميانجىگران كارى نگشود .
بهرام ميرزا زمستان را در شوشتر بسر داده در آغاز بهار با سپاه آهنگ دژ تل نمود . محمد تقى خان آن دژ را رها كرده به دژ مونگشت كه از استوارترين دژهاى بختيارى بود پناهنده گرديد . در ناسخ التواريخ مىگويد مردم بختيارى كه بر سر او بودند بيمناك شده گفتند ما را با لشكر پادشاه ياراى جنگ نيست محمد تقى خان بار ديگر برادر خود را نزد بهرام ميرزا فرستاد و كوتاه سخن آنكه در ميانه آشتى رويداده محمد تقى خان نزد شاهزاده شتافت سپس هم شاهزاده ميجر همراه راولنسن انگليسى كه از سركردگان سپاه او بود و با سى تن سوار به دز مونگشت رفته چند روزى ميهمان بختياران شدند . سپس هم محمد تقى خان را برداشته به دژ تل و از آنجا به شوشتر آمدند و چنين قرار دادند كه زنان و فرزندان محمد تقى خان و علينقى خان و برخى خويشان را بعنوان گروگان به كرمانشاهان بفرستند و علينقى خان
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٨٣