تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
مالياتى نمىپرداختند پيداست كه در اين آشفتگىها به يك بار به خودسرى گراييده‌اند . چنان كه گفتيم در سال 1247 نوبت شيخى به عبد اللّه پسر محمد ولى زمان او اين بار نيز اندك بود و ديرى نگذشت كه او برخاسته « 1 » شيخ ثامر پسر غضبان به جاى او پيشواى كعبيان گرديد . بارون دوبود مىنويسد . در آغاز پادشاهى محمد شاه هنگاميكه منوچهر خان معتمد الدوله حاكم فارس بود و در دژگل گلاب را گرد فرو گرفت به شيخ كعب كه نزديك همسايه آن دژ است فرمان فرستاد كه آذوقه براى سپاه راه بياندازد . شيخ پاسخ گفت كه تاكنون چنين رسمى نبوده كه كعبيان براى لشكر شاه آذوقه راه بياندازند . ولى چون منوچهر خان دژ را بگشاد شيخ كعب ترسيده آذوقه براى لشكر راه انداخته چند هزار تومان هم پيشكش براى منوچهر خان فرستاد » . ولى در ناسخ التواريخ از گفتهء منوچهر خان چنين آورده : « آن هنگام كه فرمانگذار فارس بودم ( شيخ ثامر ) منال ديوانى كعب را نيز نداده » در زمان فرهاد ميرزا نيز كه پس از منوچهر خان والى فارس گرديد كعبيان تا مىتوانستند از دادن ماليات خوددارى مىكردند گاهى فرهاد ميرزا ناگزير مىشد كه براى دريافت ماليات سواره بر سر ايشان بفرستد « 2 » .

لشكركشى بهرام ميرزا بر سر محمد تقى خان

چون در سال 1249 پس از مرگ فتحعلى شاه محمد شاه در تبريز بر
هامش
( 1 ) . دانسته نيست كه مرده يا بيرونش كرده‌اند . ( 2 ) . ناسخ التواريخ سياحتنامه بارون دبود .