نقطه سرحدى بهترين دليل ناتوانى دولت مىباشد .
در همان زمان شيخ مبادر است كه استاكلر نامى انگليسيان به خوزستان آمده و مىنويسد شيخ مبادر پانزده هزار پياده و شش يا هفت هزار سواره داشت و توپها در ميان فلاحيه گذارده بود .
با اين همه توانايى آيا نمىبايست حال او درست و روشن باشد كه آيا چه كاره ايران است و آيا اين سپاه را براى چه نگاهداشته ؟ !
بارى شيخ مبادر تا سال 1247 رياست داشت و در آن سال او را بيرون كرده عبد اللّه پسر محمد را كه گفتيم در زمان شيخ غيث هفت ماه پيشوا بود به جاى او گذاردند . « 1 »
طاعون بزرگ در خوزستان
در سال 1247 طاعونى در خوزستان پيدا شد كه كمتر مانند آن ديده شده و گروه بس انبوهى از مردم آنجا از عرب و عجم نابود ساخت و بسيارى از آبادىها را از مردم تهى گردانيده ويرانه گذاشت .
در شهر شوشتر يك نيمهء بيشتر شهر از گزند آن طاعون ويرانه گرديده كه هنوز هم ويران است مردم افسانهها و گزافهگويىهاى بسيارى درباره آن بلا دارند . از جمله در يكى كه در همان زمانها تدوين گرديده در اين باره مىنويسد : گذشته از غرباء كه بشمار نيامد از بوميان خود شهر هشت هزار تن نابود گرديد .
ديگرى در دفترچهاى كه به فرمان معز الدوله به عنوان سرشمارى شوشتر و آن پيرامونها نوشته در اين باره مىگويد :
طاعون از شوال آن سال تا صفر ديگر پنج ماه دوام يافت و سختى
هامش
( 1 ) . تاريخچه كعب ناسخ التواريخ .