تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠

جانشينان مولا مطلّب و انجام سخن آن خاندان

مولا مطلّب آخرين والى باشكوه و نامدار از مشعشعيان بود . پس از وى شكوه آن خاندان بسى كاسته و روى به فرود آمدند و نابود شدن گذارد چه هنوز در زمان مولا مطلب بود كه كعبيان در جنوب و جنوب غربى خوزستان استوار شده بسيار نيرومند گرديدند . از آنسوى در شرق خوزستان آل كثير كه دشمن ديرين مشعشعيان بودند استوار و نيرومند بودند . از اين پس مشعشعيان تنها در خاك هويزه كه به نوشته حاجى نجم الملك پانزده فرسنگ در پانزده فرسنگ درازا و پهنا دارد فرمانروا بودند و بنام گماشتگى از دولت ايران حكم مىراندند و چون از يك خاندان كهنى و به سيادت معروف بودند از اين جهت مشايخ كعب هميشه از تعرض به ايشان خوددارى مىنمودند . به نوشته سيد نور الدين جزايرى « 1 » پس از مولا مطلّب نوبت والىگرى به پسرعموى او مولا جود اللّه رسيد و او مردى سنگين و با هيبتى بود و با مردم رفتار نيكو كرده به كريم خان فرمانبردارى مىنمود ولى ماليات به او نپرداخته تنها هر سال به هنگام نوروز پيشكشى براى او مىفرستاد كريم خان هم به اين پيشكشى بسنده كرده به او سخت نمىگرفت . پس از مرگ مولى جود اللّه پسر بزرگتر او مولى اسماعيل با فرمان كريم خان والىگرى يافت و او برادر خود مولا على را به نوا نزد كريم خان فرستاد و سالانه ماليات مىپرداخت . پس از مرگ كريم خان كه پس از كشاكش‌هايى نوبت پادشاهى به عليمراد خان زند رسيد و او اصفهان را پايتخت ساخت و چون تا آن
هامش
( 1 ) . مترجم كتاب سيد على .
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 140 | احمد كسروى تبريزى