تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
سالى حكمران هويزه تلاشى به كار برده بندى مىبست و اندك آبى به كشتزارها مىرساند ولى پس از اندكى بار ديگر بند مىافتاد . از جمله خانلر ميرزا در زمان حكمرانى خود در خوزستان چون از بستن بند از دهنه جوى هاشم فايده نمىديد خواست جوى ديگرى از جوى هاشم جدا كرده و آن جوى ديرين رود برساند و بدينسان آب را به هويزه برساند و هفت هزار تومان پول آن زمان خرج اين كار كرد كه در آغاز كار نتيجه خوبى بدست آمد ولى پس از اندكى بار ديگر آب به جوى هاشم بازگشت و همه خرجها و زحمتها هدر رفت . به گفتگوى خود از مشعشعيان بازگرديم در سال 1357 كه معتمد الدوله منوچهر خان به گوشمالى و سركوب محمد تقى خان بختيارى و شيخ ثامر كعبى لشكر به خوزستان كشيده مولى فرج اللّه مشعشى كه حكومت هويزه داشت دولتخواهى نموده نزد منوچهر خان آمد و او چون محمد تقى خان را گرفتار كرده و شيخ ثامر را از خوزستان بيرون رانده بود حكمرانى سراسر خوزستان را به مولى فرج اللّه سپرد . سپس در سال 1263 مولى فرج اللّه خان به تهران آمده از حاجى ميرزا آقاسى نوازش فراوان يافت و چنان كه در ناسخ التواريخ نوشته بار ديگر بنام حكمران سراسر خوزستان به آنجا فرستاده شد . ولى گويا اين‌بار او را چندان توانايى نبود و جز بر هويزه و آن پيرامونها فرمان نمىراند . پس از مولى فرج اللّه خان پسر او مولى عبد اللّه و مولى مطلّب و مولى نصر اللّه پسر عبد اللّه و مولى محمد پسر نصر اللّه و مولى مطلّب برادر او يكى از پس از ديگرى بنام برگماشتگى از حكمران خوزستان كه در شوشتر نشيمن داشت و در هويزه فرمانروا بوده‌اند و چنان كه