تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
پس از آن زكى خان با همراهان و سپاه خود از عربستان بيرون آمده به نزد شيخ آل كثير رفت و اين عشيره بنام دشمنى كه با كريم خان مىنمودند او را پذيرفته از آمدن او شادىها كردند و تا دير زمانى به ميزبانى پرداختند ولى چنان كه گفته‌ايم در اين سال‌ها در خوزستان تنگى و نايابى سختى در كار و به گفتهء تاريخ زنديه « كار بر هر دو از ميهمان و ميزبان تنگ گرديده » بود زكى خان ناگزير شده از آنجا بيرون آمده و به لرستان قبلى ( پشتكوه ) رفت در آنجا با نظر على خان زند جنگى كرده سپاهيانش برخى كشته گرديده و برخى پراكنده شدند و او ناچار گرديده از در زبونى درآمده زينهار خواست نظر على خان به او زينهار داده همراه خود به اصفهان برد . زكى خان در آنجا در اصطبل بست نشست تا هنگامى كه كريم خان بر او بخشيده از گناه او چشم پوشيد . « 1 »
هامش
مولى مطلب را دستگير كرده و پس از زمانى كه در بند نگاه داشته كشته است يا آنكه در آتشكده آذر كه او نيز به اين داستان اشاره كرده چنين مىنويسد « . . . پاى قرار محمد زكيخان با جماعت بختيارى از جاى در رفته به صوب شوشتر فرار و مولى مطلب خان كه از والىزادگان معتبر آن ديار و از زمان نادر شاه تا آنوقت در آن حوالى به استقلال والى در معركه جنگ به دست على محمد خان ولد محمد خان زند كه خواهرزاده آن خديو بىهمال و به اتفاق زكى خان مىبوده به قتل رسيد » به‌هرحال كشته شدن مولى مطلب در سال 1176 بوده و شايد او در آن هنگام تازه از جنگ و محاصره كعبيان بازگشته و چندان سپاه بر سر خود نداشته زيرا چنان كه از تاريخ زنديه پيداست زكيخان چندان سپاهى با خود نداشته كه چنين فيروزى يابد مگر آنكه دليرى زنديان و ناتوانى اعراب آن نتيجه را داده باشد . ( 1 ) . تاريخ زنديه تاليف نامى نسخه خطى و آتشكده آذر .
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 139 | احمد كسروى تبريزى