تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
انديشيدند كه زنان و فرزندان كريم خان و ديگر بزرگان زند و لشكريان بلكه چنان كه در تاريخ زنديه نوشته « زنان و فرزندان اهل بلد و بلوكات اصفهان » را نيز گرد آوردند و همراه خود ساخته راه خوزستان پيش گرفتند و آن همه زنان و بچگان ناتوان و بىدست‌وپا را از كوهها و كتل‌ها و كريوه‌هاى توانفرساى بختيارى گذرانده از راه مالمير به سردشت در نواحى شوشتر رسانيدند . مقصود ايشان از اين تدبير سياه‌دلانه آن بود كه لشكريان كريم خان و بزرگان زند چون به اصفهان مىرسند و چگونگى را مىدانند ناگزير مانده از دنبال زنان و فرزندان خود راه خوزستان گرفته به آنان مىپيوندند و بدينسان كار آنان به دلخواه ساخته مىشود ليكن اين انديشه بىخردانه هرگز سودى نداد و كريم خان چون به اصفهان رسيد نظر على خان زند را با سپاهى به دنبال زكى خان فرستاد و در جنگى كه در سردشت ميانه او با زكى خان روى داد زكى خان شكست خورده به نواحى هويزه گريخت و نظر على خان آن اردوى زن و بچه را به اصفهان برگردانيد . اين حادثه گويا در آغازهاى سال 1176 بود از آنسوى زكى خان چون به نواحى هويزه رسيد مولى مطلّب سپاه آراسته به پيشواز او شتافت و در جنگى كه روى داد مولى مطلّب با دست على محمد خان كشته گرديد . « 1 »
هامش
( 1 ) . درباره اين جنگ و داستان آگاهى درستى در دست نيست در تاريخ زنديه به اشاره بسنده كرده چنين مىگويد « زكيخان بعد از مراجعت نظر عليخان و ساير سركردگان سپاه نصرت توأمان و تلاقى او را با مولى مطلّب والى عربستان روى داد و گرفتارى و حبس و قيد و بالاخره به قتل رسانيدن او به منازل آل كثير كه در نواحى دزفول خوزستان سكنى دارند رفته . . . » معنى اين عبارت آنست كه زكيخان
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 138 | احمد كسروى تبريزى