تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
ايشان بودى . و حتى اگر خود هارون به مالى ضرورت داشتى به او نرسيدى . برمكيان بر خلافت آنقدر غالب و در سلطه شريك‌تر بودند ، كه خليفه را در تصرف امور كشور بهره‌يى نبود . چون اثر ايشان به اين نحو بزرگ شد ، آوازهء عظمت ايشان پهن گرديد ، و تمام مناصب دولت و كارداريهاى مهم را به اولاد و اقارب و يا پروردگان خويش سپردند ، و وزارت و كتابت و قيادت و حجابت و امور سيف و قلم را از ديگران گرفتند ، و به گماشتگان خود دادند ، و حتى گويند كه در دربار هارون بيست و پنج نفر از خاندان يحيى در راس امور خامه و شمشير بودند ، و خود يحيى كفيل هارون و خليفهء او بود ، كه پدرش خطاب ميكرد ، و بر امور كلى و جزوى او حاكم گشت . ازينرو آستان برمكيان ، بجاى دربار خليفه ، مرجع عامه شد ، و مردم روى بديشان نهادند ، گردن‌كشان خاضع شان شدند . و تمام تحفه‌هاى امراء متوجه آستان برمكيان گرديد ، و ايشان هم آنقدر دست جود و كرم كشادند ، كه بجاى خليفه ستودهء شعراء بودند ، و قراء و ضياع و عقارى فراوان در سرتاسر كشور عباسى بدست آوردند ، و هرچه در مملكت از منابع مالى بود ، تصرف آن بديشان بود . بنابرين وضع ، در سرتاسر مملكت ، در مقابل برمكيان ، حس شديد حسد و رقابت هويدا گرديد ، و ساعيان به پيش هارون ازيشان بدگوئى نمودند ، و او را از عواقب وخيم اين اوضاع ترسانيدند ، و مخصوصا بنى قحطبه درين سعايت كوشيدند ، تا كه بالآخر وسيلهء تباهى برمكيان گشتند » « 1 »
هامش
( 1 ) - مقدمهء ابن خلدون 14