و حق اللّه ان الظلم لوءم * و ان الظلم مرتعه وخيم
الى ديان يوم الدين نمضى * و عند اللّه تجتمع الخصوم « 1 »
« حق اينست كه ظلم مردود و عاقبت آن وخيم است . ما بسوى داور روز جزا ميرويم و همهء خصمان در انجا باهم فراهم مىآيند . »
در علت بهم خوردن وضع هارون با برمكيان اقوال مختلف است ، اختلاف محمد بن ليث مشاور بزرگ دينى دربار عباسى با برامكه ، و نصيحتش به هارون ، كه او را يحيى از پرسش خدا رهايى داده نمىتواند ، و يا اينكه هارون يكى از علويان باغى يحيى بن عبد اللّه بن حسن را به جعفر سپرد ، تا او را نگهدارد ، ولى جعفر رهايش كرد ، و يا اينكه هارون خواهر خود عباسه را به حبالت جعفر در آورد ، ولى امر داد كه با او مقاربت نكند ، اما جعفر با او نزديكى جست ، و چون فرزند ازو به دنيا آمد ، آن را مخفى داشت و به مكه فرستاد ، و اين امر در سفر حج 186 ه بر هارون هويدا شد ، و چون به عمر نام جائى از اعمال انبار عراق رسيد ، روز شنبه سلخ محرم 187 ه جعفر را بكشت « 2 »
اما اين روايات علل نكبت برامكه يكى به تنهائى سبب اصلى نخواهد بود ، و از نظر تحليل وقايع تاريخى يك عده اسباب و علل موجب فناى اين خاندان بزرگ گرديد كه ما آن را باختصار درينجا ذكر ميكنيم :
از نتايج حتمى نظام سياسى آن وقت بود كه در ان دستهيى از مردم باشتراك منافع طبقاتى گرد مىآمدند ، ولى در اواخر كار بين خود اين مردم شقاقى بر سر همين منافع مكتسبه بوجود مىآمد ، وانگهى هر قوىتر از بيم آنكه همدستان ديگر اقتدار او را غصب نكنند بريشان مىتاخت و آنها را از بين ميبرد .
هارون خليفهء عباسى هم تا وقتى كه در بين رقباى خود گير مانده بود ، و بمساعدت رجال دربار و مقتدران نيازى داشت ، از نفوذ و علم و دانش و تجربهء برمكيان
هامش
( 1 ) - ابن خلكان 2 / 246
( 2 ) - اين علل قتل جعفر را اكثر مورخين مانند طبرى و ابن اثير و الفخرى و ابن خلكان و غيره آوردهاند ، رجوع شود به البرامكه 212 ببعد ، و عصر المامون 1 / 154 ببعد .