پرداخته بودند . « 1 »
طبرى گويد : كه خالد بر موصل به نحوى حكم راند كه پيش ازو مانندش اميرى مهيبتر را نديده بودند ، در حالى كه او با كسى شدت نكرده و بر احدى ستم نرانده بود ، ولى بيم او در دلهاى مردمان جاى داشتى . « 2 »
خالد روايات خراسانى و عجمى خود را همواره حفظ كردى ، و با وجوديكه در دربار عربى زندگى ميكرد ، ميلش به مفاخر عجمى آشكارا بود ، مثلا هنگاميكه منصور در بناى بغداد بفكر تخريب ايوان كسرى در مداين افتاد ، تا از مصالح آن در ابنيهء جديد كار بگيرد . خالد به ويران ساختن آن بناى تاريخى راى نداد ، و دلايلى را اقامه كرد ، ولى منصور اين اختلاف او را مبنى بر ميل به مفاخر عجمى پنداشت و با خشم گفت : هيهات ! اگر مخالفت ميكنى ، دليلى جز ميل به عجم ندارد . « 3 »
بخشش و كرم از سجاياى خالد بود ، و آنقدر شهرت داشت ، كه در ان باره گفتندى ، اكثر خانهاى ياران خود را او بنا نموده ، و كابين زنان ايشانرا داده ، و كنيزان و ستورها و اسپان را براى ايشان خريده است « 4 » و چون همواره آستان او مرجع اعالى و ادانى بود ، و ايشان را سوال ( به تشديد واو ) مىناميدند ، خالد اين نام را بر ان مردم كه اكابر و اشراف بودند روا نداشت ، و امر داد كه مراجعين او را ( زوار ) نامند ، تا بسبب نام سبك توهين نشوند « 5 »
بذل و سخاوت خالد به شعراء ، نيز شهرت دارد ، و گويند كه بشار بن برد تخارستانى شاعر تازى زبان خراسان ، در مقابل هر بيتى كه او را ستوده بود ، ده هزار درهم صله گرفت ، و باز در مقابل چند بيت ستايش به او
هامش
( 1 ) - ابن خلكان 2 / 322
( 2 ) - طبرى 6 / 304 و الكامل 6 / 6
( 3 ) - طبرى 6 / 264 و الكامل 5 / 271
( 4 ) - تاريخ الوزراء و الكتاب
( 5 ) - الفخرى 140