را بشنود ، كه چگونه ابن ضباره كاردار مروان شكست خورد ؟ به او گفتند كه از خالد برمك بپرسد ، كه درين جنگ داخل بود و شاهد واقعه است .
چون المهدى ازو پرسيد ، خالد جواب داد : « چون صفها آراستيم ، خدا در دل ايشان ترس انداخت ، و باد نصرت بر پرچم ما وزيد ، خداى را سپاس و نيايش باد . »
المهدى چون اين پاسخ خالد را شنيد گفت : نيكو گفتى و كوتاه « 1 »
در سنه 132 - 749 م خالد بن برمك با مسيب بن زهير به فتح دير قنى « 2 » فرستاده شد ، و بعد ازين مىبينيم كه خالد استوناوند ( قلعهء دنباوند از اعمال رى ) را محصور داشته ، و پادشاه آنجا را از بين برده ، و دو نفر دختران او را به بغداد برده است ، كه يكى را المهدى خريد و او مادر منصور بن مهدى باشد كه نامش البحريه بود « 3 »
بموجب روايت طبرى كه ابن اثير هم نقل نموده ، خالد بن برمك در سنه ( 132 ه ) ديوان خراج ( وزارت ماليه ) سفاح عباسى را داشته « 4 » و از شغل سپاهدارى به امور ديوانى پرداخته است .
خالد به تصريح طبرى تا سنه ( 136 ه ) بر ديوان خراج بغداد مقرر بوده « 5 » و بعد از ان هم درين پايتخت غالبا بر همين شغل در عصر منصور عباسى باقى مانده است ، زيرا مىبينيم كه در ( 146 ه ) هنگام بناى بغداد ، مورد مشورهء خليفه بود ، و ما تفصيل آن را بعد ازين در شرح شخصيت خالد خواهيم داد ، و يكسال بعد در ( 147 ه ) باز خالد را در مسئله ولى عهدى المهدى كه بجاى عيسى بن موسى تعيين مىشد ، مورد مشوره و رجوع خليفه مىيابيم ، كه اين كار دشوار با وجود اصرار
هامش
( 1 ) - تاريخ الوزراء و الكتاب بوسيلهء مقدمهء اخبار برامكه 26
( 2 ) - اين نام در برمكيان بووا بغلط دير فونا شده ، بقرار طبرى ( 6 / 76 ) و الكامل ( 5 / 193 ) صحيح آن دير قنى است بضم اول و تشديد ثانى ، و در شانزده فرسخى بغداد در ناحيتهاى نهروان واقعست در يك ميلى دجله ( معجم البلدان 2 / 528 )
( 3 ) - معجم البلدان 1 / 176
( 4 ) - طبرى 6 / 111 و الكامل 5 / 213
( 5 ) - طبرى 118