بقول جهشيارى چون لشكريان ولى عهد هارون ، در همين سال ( 163 ه ) از جنگ روم شرقى بازگشتند ، خالد وفات يافت ، و مهدى براى وى كفن و حنوط فرستاد ، و هارون الرشيد برو نماز خواند « 1 »
شخصيت خالد برمكى
خالد مردى بود با فتوت و جوانمردى و داراى جلالت مقام و كرم و احسان ، وى در ميدان جنگ دليرى و شمشيرى بران داشت ، و در ديوان و دفتر خامهء محاسبه و انشاء ، و چون براى تأسيس خلافت دودمان عباسى كارهاى نمايان كرده بود ، در نظر سفاح نخستين خليفهء اين دودمان و بازماندگانش مقامى بلند و منزلى ارجمند داشت ، و حتى دودمان برمكيان جزو خاندان عباسى شده بود ، و بقول طبرى ام خالد بنت يزيد ، زن خالد بن برمك دختر سفاح ريطه را شير ميداد ، و ام سلمه زن خليفه سفاح ، دختر خالد ام يحيى را شير دادى « 2 » و اين دو دختر در يك بستر خوابيدى ، و روزى سفاح به خالد گفت : مرا خدمتگار خود ساختى ، بدين معنى كه دخترت باريطه دخترم يك جا خوابيده بود ، و چون شبانگاهان از خواب برخواستم ديدم روى پوش آنها دور افتاده ، و بدست خود ايشان را بازپوشانيدم « 3 »
خالد داراى ذكاى شگفتانگيزى بود كه نمونهء آن را درين حكايت آورده اند ، و گويند : او در يكى از جنگهايى كه بطرفدارى بو مسلم با عمال امويان داشت ، بر بام خانهيى به تناول غذا مشغول بود ، و ديد كه از صحرا گلههاى وحشيان و آهو با عجلهء تمام بجانب قريه مىشتابند . خالد گفت : خصم بجانب ما مىشتابد ، و اين گلههاى وحشيان كه بسوى قريه مىآيند ، البته در عقب آنها گروهى در حركتند .
بعد از كمى حدس خالد صائب شد ، و غبارى هويدا شد ، كه در عقب آن سپاه خصم بود ، ولى لشكريان خالد پيش از ان به تدبير مدافعه و كارزار
هامش
( 1 ) - تاريخ الوزراء و الكتاب بوسيلهء مقدمهء اخبار برامكه 31 ، در تاريخ ابن خلدون 3 / 223 وفاتش در 166 ه است .
( 2 ) - برمكيان بووا 58
( 3 ) - الفحرى 140