تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
مىكند ، زيرا پس از ريعان آيين مزديسنا ، بخدى را دين بودا فراميگيرد ، و اين معبد معروف زردشتى مركز مهم بودائى مىشود ، كه درينوقت وارهء اوستا نيز به وهار بودائى تحويل ، و همين وهار به بهار تبديل ميگردد . « 1 » در فصل اول باستناد مفاتيح العلوم خوارزمى نوشتيم ، كه مولفان قرون نخستين اسلامى بهار را بمعنى بتكده و پرستش‌گاه اصنام مىشناختند ، و نوبهار شكل فارسى همان نووهاره بودائيست « 2 » و هيون تسنگ زاير چينى كه بتاريخ 20 اپريل 630 م - 9 ه در بلخ بود ، اين معبد را بنام ( ناواويهارا ) كانون بودائى مىشمارد « 3 » و هنگاميكه فاتحان اسلامى در عصر امويان به سرزمين سند رسيدند ، درينجا بسا معابد بودائى را بنام ( نو وهار ) يافتند « 4 » كه يكى از ان بنام نوبهار در پايتخت راجگان محلى آن ( ارور - روهرى كنونى ) موجود بود ، و هنگاميكه محمد بن قاسم فاتح اموى در ( 95 ه ) به حصار ارور درامد ، بقول على بن حامد مولف تاريخ سند : « جمله شهريان پيش بتخانه نوبهار آمدند ، و سجده ميكردند و بت را مىپرستيدند . « 5 » » بارى نام ( نووهار هندى - نوبهار خراسانى ) در اوائل ورود اسلام براى معابد بودائى در هند و افغانستان مروج بود ، و نوبهار بلخ همان‌واره اوستائى است ، كه بعد از رواج كيش بودائى ، وهار ، و نووهار ، و نوبهار شد ، نظامى راست :
بهار دل‌افروز در بلخ بود * كزو سرخ گل را دهان تلخ بود
پرى پيكرانى درو چون بهار * صنم خانهائى چو خرم بهار
منصور رازى و فرخى نيز مفهوم بتكده را در بهار تصريح ميكنند و گويند :
هامش
( 1 ) - تعلقات هند و عرب 112 ( 2 ) - زاخاور در مقدمهء كتاب الهند 31 ( 3 ) - دايرة العارف اسلامى 1 / 664 ( 4 ) - چچ‌نامه 42 / 44 / 46 ( 5 ) - همين كتاب 226