درواره بايد آب روان به طول يك هاتره ( تخمينا يك ميل ) جارى باشد ، و چمنهاى سرسبز و خرمى را دارا باشد در بين اين واره بايد شش جاده در حصهء وسط كشيده شود ، و سه جادهء فرعى كوچكى هم در حصههاى ديگر آن تمديد گردد ، كه جادههاى كلان آن ظرفيت سكناى هزار مرد و زن را داشته ، و در جادههاى كوچك هم شش صد نفر بگنجند .
اين شهر بايد داراى يك دروازه و يك كلكين باشد .
يما امر يزدان را بجاى آورد ، و واره را كه امر شده بود ، از گل بساخت ، و در انجا مسكنى را براى خود ساخت ، كه يك صحن و يك بالاخانه و دالانى داشت ، و نسلهاى انسان و حيوان و درختان و پرندگان را در انجا پروريد . » « 1 »
به اين گونه وارهء يما در بخدى ساخته ، و اساس اولين مدنيت گذاشته شد ، و اين وارهء بلخ پسانتر كانون آيين زردشت گرديد ، و يكى از فرزندان سهگانهء زردشت كه اوروتت نره
URVATAT - NARA
نامداشت به تولاى اين معبد منصوب گرديد ، كه او را متولى واره
TEMPORAL LORD OF THE WARA
گفتندى . « 2 »
كلمهء واره كه نام اين بناى تاريخى و پسانتر پرستشگاه زردشتى بود ، و غالبا يكى از قديمترين معابد جهان بشمار ميرود ، در بين آريائيان باختر و هندى آنقدر شهرت كرد ، كه در اكثر السنهء نژاد آريا ريشه دوانيد . به اين معنى كه در زبان سنسكريت به معانى تقريبى و يا مجازى كلمات زيادى ازين ريشه موجود است ، وار
WAR
محوطه . جاى ، ستىگاه هندوان - وارا
VARA
ربع يك شهر و مسكن طبقات مختلف - وارى صحن و احاطه دربار و باغ « 3 » كلماتيست كه به اين ريشه برميگردد ، و چند قرن بعدتر در عصر سلطهء كيش بودا كلمهء ( وهار ) ازين منبع نشئت
هامش
( 1 ) - ونديداد فرگرد 2 فقره 21 تا 43
( 2 ) - حاشيهء دار مستتر بر صفحه 21 اوستا
( 3 ) - قاموس هندى 761