ساخته بود ، كه در يك جا قيام نكردى ، و همواره سپاهيان و ياران خود را به جهاد با غير دين مشغول داشتى ، و اگر گاهى با مسلمانان جنگيدى بغرض دفاع بود .
از امير حمزه و جنگهاى او در اذهان مردم داستانهاى شگفتآورى باقى ماند ، و او را يكى از پهلوانان نيرومند شمردند ، و مظهر نيروى خارق العادهيى گرديد ، كه در عصر قبل از اسلام مثلا رستم داراى آن بود ، و بايد گفت كه حمزه يكتن رستم عصر اسلاميست ، و براى اسلام چنان با شدت ميجنگيد ، كه رستم در ان عصر براى حفظ نيرو و آبروى شاهنشاهى جنگيده بود .
مولفان ما بعد در زبان فارسى راجع به امير حمزه داستانها نوشتند ، و قصهها پرداختند ، و برخى او را با حضرت حمزه عم پيامبر ( ص ) خلط و اشتباه كردند .
و اكنون ما كتابهاى قطورى را درين داستانها داريم كه عوام از خواندن و شنيدن آن حظ برند و شهرت يافتهاند .
در بين علماى عقايد ملل و نحل نيز حمزه شهرتى يافته و حتى فرقهء خاصى را از خوارج « حمزيه » ناميدهاند ، كه محمد شهرستانى اين طايفه را اصحاب حمزه بن اذرك و از فرق عجاردهء خوارج شمرده و گويد كه : « حمزيه با ميمونيه در قدر موافقند و ديگر بدعتها ، الا در اطفال مخالفان ايشان و اطفال مشركان ، زيرا تمام گويند در دوزخند . و حمزه از اصحاب حصين بن رقاد بود ، كه در سجستان خروج كرد از اهل اوق ، و خلف خارجى مخالفت او كرد در قول به قدر و استحقاق رياست . و هريك از انديگر تبرى گزيدند ، و حمزه دو امام در يك عصر جايز ميدارد ، كه مادام مجتمع الكلمه نباشند و به انقياد اعدا قيام نكنند . . .
خليفه با حمزيه مخالفت كردند در قول به قدر ، و شر و خير را اضافت كردند بكبرياء الهى ، و درين سخن با اهل سنت موافقند . حمزيه گفتند ايشانرا در اقوال مناقضه ظاهر است . . . » « 1 »
مورخان عربى را در وفات حمزه اشتباه روى داده و طبرى از تعيين آن خاموش
هامش
( 1 ) - الملل و النحل ترجمهء فارسى افضل اصفهانى 95 طبع تهران 1335 ش