لم يدع كابلا و لا زابلستا * ن فما حولها الى الرخجين « 1 »
« نزديكست كه عيسى را مانند ذو القرنين بشناسند ، كه به مشرقين و مغربين رسيد ، و كابل و زابلستان و اطراف آن را تا رخجين « 2 » فرونگذاشت . »
در سنه 186 ه هارون الرشيد با شهزادگان و وزيران و قاضيان و لشكرداران خود به سفر حج رفت و در انجا سندى را به ولى عهدى پسر خود عبد اللّه مامون نوشت ، و آن را به شهادت رجال بزرگ دربار مسجل كرد ، و بر ديوار كعبه آويخت . درين سند مامون را بر تمام معاملات خراسان : ثغور - ناحيتها - امور حربى و لشكرى - خراج بريد - بيت المال - صدقات - عشور بحيث ولى عهد حاكم مطلق گردانيد ، و اين شهادتنامه در ذيحجه 186 ه امضاء و ترتيب و بر كعبه تعليق گشت . « 3 »
بموجب اين سند كه در دو نسخه به خط و امضاى دو پسرش المامون و محمد نوشته شده بود ، خراسان در اقطاع مامون قرار گرفت ، و فرمانى از طرف هارون الرشيد بنام تمام مسلمانان و اتباع مملكت عباسى صبح روز شنبه 7 شب مانده از محرم 186 ه بدين مضمون صادر گشت و صد هزار درهم به دو بخشيد .
در خلال اين احوال على بن عيسى در خراسان فشار شديدى را بر مردم فراآورد ، و در جمع اموال شخصى و غارت رعايا افراط كرد ، و شكايات مردم خراسان بدربار بغداد رسيد ، و بر عزلش متفق شدند « 4 » ولى اين امر بسبب كشتار برمكيان در بغداد و تاختنهاى هولناك حمزه كه در خراسان ادامه داشت ، تا سه سال ديگر به تعويق افتاد ، و على در خراسان با حملات حمزه مقاومت ميكرد .
در محرم سال 186 ه سيف بن عثمان طارابى بحيث فرمانفرماى حربى و قضائى ، و حصين بن محمد القوسى بر خراج سيستان مقرر شدند ، ايشان حاكم
هامش
( 1 ) - طبرى 6 / 472
( 2 ) - رخذ يا رخج عرب سرزمين وادى ارغنداب و قندهار كنونى است ، و مقصد از دو رخج دو طرف درياى ارغنداب باشد .
( 3 ) - طبرى 6 / 476 تاريخ يعقوبى 2 / 416 ببعد .
( 4 ) - طبرى 6 / 483