تصاحب نمود ، و اموال فراوانى را بدست آورد ، اما به تجار متعرض نشد و گفتى كه قصد حجاز و ويران كردن خانهء كعبه را دارد « 1 » وى عدهء بزرگى از مجوسان طبرستان و همچنين مزدكيان و رافضيان و مشبهان كوهستان را فراهم آورد ، و نخست با عبيده حنيفى را كه از قبل منصور عامل رى بود بكشت و مردمان عراق و خراسان را گفت كه : ابو مسلم را نكشتهاند ، و ليكن چون منصور قصد كشتن او را نمود ، وى نام مهين خداى تعالى را بخواند ، و كبوترى گشت سپيد و پريد ، و اكنون در حصارى است ، و با مهدى و مزدك نشسته است ، و هر سه بيرون مىآيند ، و مقدم ابو مسلم بود ، و كار سنباذ به جائى رسيد كه صد هزار مرد بر او گرد آمدند ، و هرگه كه با گبران خلوت كردى ، گفتى : كه دولت عرب شد ، كه در كتابى از كتب بنى ساسان يافتهام ، و بازنگردم تا كعبه را ويران نكنم ، كه او را در بدل آفتاب برپاى كردهاند و ما همچنان قبلهء خويش آفتاب كنيم چنانك قديم بود « 2 »
سنباذ در مدت هفتاد روز خروج خود به فتوحات زياد نايل آمد ، تا كه خليفه منصور براى سركوبى او جهور بن مرار عجلى را با ده هزار لشكر بفرستاد ، و با او در بين همدان و رى جنگ كردند ، و شصت هزار نفر از پيرون سنباذ را بكشتند ، و اطفال و زنان ايشانرا اسير گرفتند ، و خود سنباذ بين طبرستان و قومس بدست لونان طبرى بقتل رسيد ، و علت شكست لشكر او را رميدن اشتران و درافتادن به لشكرگاه نوشتهاند « 3 » و ابن اثير گويد : كه سنباذ بعد از هزيمت لشكرش ، به حكمران طبرستان پناه برد ، و در راه حاكمى طوسنام گردن او را زد ، و به منصور از كشتن او خبر داد ، و اموال او را گرفت و به ديلم گريخت « 4 » و بقول ادوارد براون قيام سنباذ مجوس اگرچه مهيب و وحشتناك بود ، ولى ديرى نپائيد ، و فقط هفتاد روز طول كشيد « 5 » و جهور چون سنباذ را بكشت در رى شد ، هرچه از گبركان يافت همه را
هامش
( 1 ) - طبرى 6 / 140 الكامل 5 / 229
( 2 ) - سياستنامه 214
( 3 ) - طبرى 6 / 141 و الفخرى 154 مروج 3 / 220
( 4 ) - الكامل 5 / 229
( 5 ) - تاريخ ادبى 1 / 467